655797 b 247x300 - ميروم...

میروم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانی خویش

به خدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه ی خویش

می برم که در آن نقطه ی دور

شستشویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از کلبه ی عشق

زین همه خواهش بیجا و تباه

می برم تا ز تو دورش سازم

ز تو ای جلوه ی امید مهال

می برم زنده بگورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

ناله می لرزد می رقصد اشک

آه بگذار که بگریزم من

از تو ای چشمه ی جوشان گناه

شاید آن به که بپرهیزم من

بخدا غنچه ی شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله ی آه شدم صد افسوس

که لبم باز بر آن لب نرسید

عاقبت بند سفر پایم بست

میروم خنده به لب خونین دل

میروم از دل من دست بدار

ای امید عبث بی حاصل

Asheganeh2 300x99 - ميروم...

 

به این پست چند ستاره میدهید ؟ رای بدید
[کل: 0 میانگین: 0]
موضوع: حرف های دل
  • 29 ژوئن 2010
مطالب مشابه
دیدگاه بگذارید 0

*

code