و صبر می کند، سر به آستان مرگ می گذارد، بر شانه هایش گریه می کند

اما نمی میرد، خاک عاشقی صبور است، بر برگ های پاییز بوسه می زند

تقدیر جهان را عوض می کند، جوانه ها را بیدار، و درخت ها را خواب می کند

اما خود، هرگز نمی خوابد، خاک عاشقی صبور است، که سال ها و سال ها

برای آسمان صبر می کند،و من، همانم، که از خاک آمده ام

چون خاک عاشقم، و چون خاک، روزی، صبوری را هم خواهم آموخت

جبران خلیل جبران

به این پست چند ستاره میدهید ؟ رای بدید
[کل: 0 میانگین: 0]
  • 10 جولای 2010
مطالب مشابه
دیدگاه بگذارید 0

*

code