آویخته ام
از جایی که نمی دانم چیست
آویخته ام
از جایی که تا بیداری
یا خواب
یا آب
تنها فریادی،فاصله است!
در آغاز عشق
شاید
ایستاده ام…
برچسب : http:/www.asheganeh.ir آویخته, آب تنها, آغاز, آغاز عشق....., است., ام, ام از, بیداری یا, تا, جایی, خواب یا, دانم, در, عشق شاید ایستاده, فریادی،فاصله, نمی, چیست آویخته, که
امده بودی مرهم باشی
برای زخم های پنجره ای که همیشه خدا کوبیده شده بود
درد شدی اما
و سنگ وار
زخمی بر زخم های پنجره افزودی
پنجره خسته از انبوه زخم ها
تکانی به خود داد اخرین تکان
و در هم شکست
دلش برای همیشه فرو ریخت
دستی چارچوب پنجره ی همیشه
کوبیده را به هم میکوبد
پنجره دلی ندارد
که زخمی جدید بردارد
برچسب : http:/www.asheganeh.ir, اخرین, از, افزودی پنجره, اما و, امده, امده بودی مرهم باشی, انبوه, ای, باشی برای, بر, برای, بردارد http:/www.asheganeh.ir, به, بود درد, بودی, تکان و, جدید, خدا, خسته, خود, داد, در, دلی, را, ریخت دستی, زخم, زخمی, سنگ, شده, شدی, شکست دلش, فرو, مرهم, میکوبد پنجره, ندارد که, ها تکانی, های, هم, همیشه, همیشه کوبیده, وار زخمی, پنجره, چارچوب, که, کوبیده, یبه چه می خندی !؟
به چه چیز!؟
به شکست دل من
یا به پیروزی خویش !؟
به چه می خندی…!؟
به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد!؟
یا به افسونگریه چشمانت
که مرا سوخت و خاکستر کرد…!؟
به چه می خندی !؟
به دل ساده ی من می خندی
که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست !؟
یا به جفایت که مرا زیر غرورت له کرد !؟
به چه می خندی !؟
به چه چیز!؟
به شکست دل من
یا به پیروزی خویش !؟
به چه می خندی…!؟
به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد!؟
یا به افسونگریه چشمانت
که مرا سوخت و خاکستر کرد…!؟
به چه می خندی !؟
به دل ساده ی من می خندی
که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست !؟
یا به جفایت که مرا زیر غرورت له کرد !؟
به چه می خندی !؟
به هم آغوشی من با غم ها
یا به ……..
خنده دار است…..بخند !!
به چه می خندی !؟
به هم آغوشی من با غم ها
یا به ……..
خنده دار است…..بخند !!
برچسب : !!, . خنده, http:/www.asheganeh.ir به, ؟ به, ؟ یا, آغوشی, ابد, است.....بخند, افسونگریه, با, باور, بخند, به, تا, تو, جفایت, خاكستر, خندی, خندی كه, خندی...!؟ به, خود, خویش, دار, دل, دگر, را, زیر, ساده, سوخت, شكست, غرورت, غم, فكر, كرد, كرد!؟ یا, كرد...!؟ به, كه, له, مرا, مستانه, من, من یا, می, نگاهم, نیز, نیست, ها یا, هم, و, پیروزی, چشمانت كه, چه, چیز!؟ به, ی
دلم گرفته ای خدا مگه نیستی اون بالا
خیلی دلم پر ازت از قدیما تا حالا
مگه نگفتی هرکی درد داره بیاد به من بگه ؟؟
پر غصه ست قلب من آخه نمی بینی چرا ؟؟
دار و ندارم رو دادم به پای هرکی که اومد تو قلب من
ولی پشت پا زدند اونایی که یه روز بودند دور و برم
نفس نفس میزنمو تو دل غصه ها میرم
از روی بی کسی همش دل به غریبه میدم
خدا دستامو بگیر که دیگه طاقت ندارم
تو که همیشه با منی
کسی رو جز تو ندارم
دار و ندارم رو دادم به پای هرکی که اومد تو قلب من
ولی پشت پا زدند اونایی که یه روز بودند دور و برم
برچسب : . قلب, . چرا, ؟؟, ؟؟ پر, آخه, از, ازت, اومد, اون, اونايي, اي, با, بالا خيلي, برم, به, بودند, بي, بياد, بيني, بگه, بگير, تا, تو, جز, حالا مگه, خدا, دادم, دار, داره, درد, دستامو, دل, دلم, دور, ديگه, رو, روز, روي, زدند, ست, طاقت, غريبه, غصه, قديما, كسي, كه, من, من ولي, مني كسي, ميدم خدا, ميرم از, ميزنمو, مگه, ندارم, ندارم تو, نفس, نمي, نيستي, نگفتي, ها, هركي, همش, هميشه, و, يه, پا, پاي, پر, پشت, گرفتهبعضی ها چه سخت باور میکنند
عمق مهربانی یک آدم را…
بعضی ها چه دیر باور میکنند
بی گناهی یک انسان را
و بعضی های دیگر چه زوووود…
انگار بعضی ها را نمیشود خنداند
با بعضی ها نمیشود خندید
هر چند که مهربان باشند!!
بعضی ها را نمیتوان شناخت
هر چند که نزدیک باشند..
و بعضی و بعضی های دیگر…..
گول انسان بودنتان را نخورید
گاهی شما هم گول میخورید…
برچسب : آدم, انسان, باشند!! بعضی, باشند.. و, باور, بعضی, بودنتان, خنداند با, خندید هر, دیر, دیگر, دیگر..... گول, را, را و, را... بعضی, زوووود... انگار, سخت, شما, شناخت هر, مهربان, مهربانی, میخورید..., میکنند بی, میکنند عمق, نخورید گاهی, نزدیک, نمیتوان, نمیشود, ها, های, هم, و, چند, چه, که, گناهی, گول, یک
شاید کسی پیدا شود پیدایشان کند![]()
برچسب : http:/www.asheganeh.irمن, از, استhttp:/www.asheganeh.ir http:/www.asheganeh.irاینها, اینها, باشد http:/www.asheganeh.irو, باک, بگوید, بی, تر, جا, حقیقت, را, راhttp:/www.asheganeh.ir http:/www.asheganeh.irهیچ, شود, من, منhttp:/www.asheganeh.ir http:/www.asheganeh.irجرات, میروم, میگذارمhttp:/www.asheganeh.ir http:/www.asheganeh.irشاید, نمیکنمhttp:/www.asheganeh.ir, وقت, پیدا, پیدایشان, کسی, کندhttp:/www.asheganeh.ir http:/www.asheganeh.irکه, که, گفتنشان
اتتظار
ایستاده ام
زیر تیر چراغ برق
تا شاعرانه باشد
انتظارم
تو نیامدی تا ….
چراغ برق خسته شد
از
انتظارم
کشیده ام
حصاری از بی تو بودن دور دلم
من بی تو هستم
تو اما ….
برچسب : ...., http:/www.asheganeh.ir اتتظار ایستاده, اتتظار, از, ام, ام زیر, اما, انتظارم تو, انتظارم کشیده, باشد, برق, برق تا, بودن., بی, تا, تو, تیر, حصاری, خسته, دلم من, دور, شاعرانه, شد از, نیامدی, هستم, چراغ
دلمان خوش است که می نویسیم
و دیگران می خوانند
و عده ای می گویند
آه چه زیبا و بعضی اشک می ریزند
و بعضی می خندند.
دلمان خوش است
به لذت های کوتاه
به دروغ هایی که از راست بودن قشنگ ترند
به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند
یا کسی عاشقمان شود
با شاخه گلی دل می بندیم
و با جمله ای دل می کنیم.
دلمان خوش می شود
به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی
و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود
چقدر راحت لگد می زنیم
و چه ساده می شکنیم
همه چیز را..
برچسب : ! شاخه, از, است به, است., اشک, اي, اينکه, با, برآوردن, برايمان, بسوزاند يا, بعضي, بنديم و, بودن., ترند به, جمله, خندند. دلمان, خوانند و, خواهشي, خوش, دروغ, دل, دلمان, ديگران, را, راحت, راست, ريزند و, زنيم و, زيبا, ساده, شود با, شود به, شکنيم همه, عاشقمان, عده, قشنگ, لذت, لذتي و, لگد, ما, مطابق, مي, ميل, نبود چقدر, نويسيم و, هاي, هايي, و, وقتي, چشيدن, چه, چيز, چيزي, کسي, کنيم. دلمان, که, کوتاه به, گلي, گويند آه
روزی روزگاری در جزیره ای دور افتاده تمام احساسها در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می کردند
خوشبختی. پولداری. عشق. دانائی. صبر.غم. ترس…….هر کدام به روش خویش می زیستند .تا اینکه یک روز دانائی به همه گفت: هر چه زودتر این جزیره را ترک کنید زیرا به زودی آب این جزیره را خواهد گرفت اگر بمانید غرق می شوید.
تمام احساسها با دستپاچگی قایقهای خود را از انبارهای خانه های خود بیرون آوردند وتعمیرش کردند.همه چیز از یک طوفان بزرگ شروع شدوهوا به قدری خراب شد که همه به سرعت سوار قایقها شدندوپارو زنان جزیره را ترک کردند.
در این میان عشق هم سوار قایقش بود اما به هنگام دور شدن از جزیره متوجه حیوانات جزیره شد که همگی به کنار جزیره آمده بودند و وحشت را نگه داشته بودندو نمی گذاشتند که او سوار بر قایقش شود.
عشق به سرعت برگشت و قایقش را به همه حیوانات و وحشت زندانی شده سپرد.
آنها همگی سوار شدند و دیگر جائی برای عشق نماند.!!!!!!!!!
قایق رفت و عشق تنها در جزیره ماند. جزیره هر لحظه بیشتر به زیر آب میرفت و عشق تا زیر گردن در آب فرو رفته بود.
او نمی ترسید زیرا ترس جزیره را ترک کرده بود. فریاد زد و از همه احساسها کمک خواست.
اول کسی جوابش را نداد. در همان نزدیکی قایق ثروتمندی را دید و گفت:ثروتمندی عزیز به من کمک کن.
ثروتمندی گفت: متاسفم قایقم پر از پول و شمش و طلاست و جائی برای تو نیست.
عشق رو به (غرور) کرد وگفت: مرا نجات می دهی؟
غرور پاسخ داد: هرگز تو خیسی و مرا خیس میکنی.
عشق رو به غم کرد و گفت: ای دوست عزیز مرا نجات بده
اما غم گفت: متاسفم دوست خوبم من به قدری غمگینم که یارای کمک به تو را ندارم بلکه خودم احتیاج به کمک دارم.
در این حین خوشگذرانی وبیکاری از کنار عشق گذشتند ولی عشق هرگز از آنها کمک نخواست.
از دور شهوت را دید و به او گفت: آیا به من کمک میکنی؟ شهوت پاسخ داد البته که نه!!!!!
سالها منتظر این لحظه بودم که تو بمیری یادت هست همیشه مرا تحقیر می کردی همه می گفتند تو از من برتری ، از مرگت خوشحال خواهم شد
عشق که نمی توانست نا امید باشد رو به سوی خداوند کردو گفت :خدایا مرا نجات بده
ناگهان صدائی از دور به گوشش رسید که فریاد می زد نگران نباش تو را نجات خواهم داد.
عشق به قدری آب خورده بود که نتوانست خود را روی آب نگه دارد و بیهوش شد.
پس از به هوش آمدن خود را در قایق دانائی یافت
آفتاب در آسمان پدیدارمی شد و دریا آرامتر شده بود. جزیره داشت آرام آرام از زیر هجوم آب بیرون می آمد
و تمام احساسها امتحانشان را پس داده بودند
عشق برخواست به دانائی سلام کرد واز او تشکر کرد
دانائی پاسخ سلامش را داد وگفت: من شجاعتش را نداشتم که به نجات تو بیایم شجاعت هم که قایقش از من دور بود نمی توانست برای نجات تو بیاید
تعجب می کنم تو بدون من و شجاعت چطور به نجات حیوانات و وحشت رفتی؟
همیشه میدانستم درون تو نیروئی هست که در هیچ کدام از ما نیست. تو لایق فرماندهی تمام احساسها هستی.
عشق تشکر کرد و گفت: باید بقیه را هم پیدا کنیم و به سمت جزیره برویم ولی قبل از رفتن می خواهم بدانم که چه کسی مرا نجات داد؟؟
دانائی گفت که او زمان بود.
عشق با تعجب گفت: زمان؟؟!!!!!
دانائی لبخندی زد وپاسخ داد: بله چون این فقط زمان است که می تواند بزرگی و ارزش عشق را درک کند.
تو می سوزی تا عشق بیاموزی………دکتر علی شریعتی
برچسب : . آسمان, . بدون, ... خدايا, ..... زيرا, http:/www.asheganeh.ir روزی, ،, آب, آرام, آرامتر, آمد و, آمدن, آمده, آنها, آوردند, آيا, احتياج, احساسها, ارزش, از, است., افتاده, البته, اما, امتحانشان, اميد, انبارهای, او, اين, اينكه, اگر, ای, با, باشد, بايد, بدانم, بده اما, بده ناگهان, بر, برای, برتری, برخواست, برويم, برگشت, بزرگ, بزرگی, بقيه, بلكه, بله, بمانيد, بميری, به, بود, بود. او, بود. عشق, بودم, بودند, بودند عشق, بودندو, بيايد تعجب, بيايم, بيرون, بيشتر, بيهوش, بیاموزی.........دکتر, تا, تحقير, ترس, ترس.......هر, ترسيد, ترك, تشكر, تعجب, تمام, تنها, تو, تواند, توانست, ثروتمندی, جائی, جزيره, جوابش, حين, حيوانات, خانه, خداوند, خراب, خواست. اول, خواهد, خواهم, خوبم, خوبی, خود, خودم, خورده, خوشحال, خوشگذرانی, خوشی, خويش, خيس, خيسی, داد, داد. عشق, داد؟؟ دانائی, داده, دارد, دارم. در, داستانی از عشق, داشت., داشته, دانائی., در, درك, درون, دريا, دستپاچگی, دهی؟ غرور, دور, دوست, ديد, ديگر, را, رسيد, رفت, رفتن, رفته, رفتی؟ هميشه, رو, روز, روزگاری, روش, روی, زد, زمان, زمان؟؟!!!!! دانائی, زنان, زندانی, زندگی, زودتر, زودی, زير, زيستند, سرعت, سلام, سلامش, سمت, سوار, سوزی, سوی, سپرد. آنها, شجاعت, شجاعتش, شد, شد عشق, شد. پس, شدن, شدند, شدندوپارو, شده, شدوهوا, شروع, شریعتی, شمش, شهوت, شود. عشق, شويد. تمام, صبر.غم., صدائی, طلاست, طوفان, عزيز, عشق, علی, غرق, غرور, غم, غمگينم, فرماندهی, فرو, فرياد, فقط, قايق, قايقش, قايقم, قايقها, قايقهای, قبل, قدری..., كدام, كرد, كرد دانائی, كردند خوشبختی., كردند. در, كردند.همه, كرده, كردو, كردی, كسی, كمك, كن. ثروتمندی, كنار, كند.72 تو, كنم, كنيد, كنيم, كه, لايق, لبخندی, لحظه, ما, ماند, متاسفم, متوجه, مرا, مرگت, من, منتظر, ميان, ميدانستم, ميرفت, ميكنی. عشق, ميكنی؟, می, نا, نباش, نتوانست, نجات, نخواست. از, نداد., ندارم, نداشتم, نزديكی, نماند.!!!!!!!!! قايق, نمی, نه!!!!! سالها, نيروئی, نيست., نيست. عشق, نگران, نگه, های, هجوم, هر, هرگز, هست, هستی. عشق, هم, همان, همه, هميشه, همگی, هنگام, هوش, هيچ, و, واز, وبيكاری, وتعميرش, وحشت, ولی, وپاسخ, وگفت:, يادت, يارای, يافت آفتاب, يك, پاسخ, پديدارمی, پر, پس, پول, پولداری., پيدا, چطور, چه, چون, چيز, گذاشتند, گذشتند, گردن, گرفت, گفت, گفت:ثروتمندی, گفتند:, گوششاگر میبینی حال خودم نیستم و در خود شکسته ام
بدان که عاشقم.
اگر میبینی ساکتم ، آرامم و بی خیال
بدان که عاشقم.
اگر میبینی در گوشه ای نشسته ام
چشم به آسمان دوخته ام و ستاره ها را می شمارم
بدان که عاشقم.
اگر میبینی در کناره پنجره ای نشسته ام و به صدای آواز مرغ عشق گوش میکنم
بدان که عاشقم.
اگر میبینی همیشه حال و هوایم ابری و چشمانم بارانی است
بدان که عاشقم.
اگر میبینی هنگام دعا کردن دستهایم را به سوی آسمان برده ام و با چشمان خیس حرفهایی را زیر لب زمزمه میکنم
بدان که عاشقم.
اگر میبینی همیشه سر به زیرم ، همیشه در فکر فرو رفته ام
بدان که عاشقم.
اگر میبینی گل های باغچه را یکی یکی می چینم و دسته میکنم و با لبی خندان ترانه زندگی را میخوانم
بدان که عاشقم.
اگر روزی دیدی دیگر در این دنیا نیستم
بدان که…
بدان که از عشق تو مرده ام!
نمی دانم چرا بی دلیل بغض کرده ام
نمی دانم چرا مدام دلم گریه می خواهد
نمی دانم چرا بیخودی دستهام را
زیر بغل میزنم و
طول و عرض این هال عریض را
قدم رو می روم…
اصلا مهم نیست که
دیگر دوستم نداری
اصلا مهم نیست که
دیگر سراغی از من نمی گیری
اصلا مهم نیست که
داری فراموشی را یادم می دهی…
فقط نمی دانم
نمی دانم
چرا اینقدر درهم و برهم شده روزگارم
چرا اینقدر پریشان و آشفته شده لحظاتم….؟؟؟
.
.
.
.
خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم
تو را بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم
تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم بازگشتم
تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم
تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع
دوش بر من ز سر هر چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است که دلسوز من است
چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت
خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد
خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
حافظ
برچسب : آب, آتش, از, است چون, است., اشکم, افسانه, این, بازآ, ببرد خانه, بر, برفتم, بس, بسوخت آتشی, بسوخت آشنایی, بسوخت ترک, بسوخت تنم, بسوخت حافظ, بسوخت خرقه, بسوخت سوز, بسوخت ماجرا, بسوخت چون, بشکست همچو, به, بود, بگداخت جانم, بگو, بی, بین, بیگانه, توبه, جانانه, جگرم, حافظ, خانه, خرابات, خمخانه, خویش, در, درآورد, دل, دلبر, دلسوز, دلم, دمی که, دوری, رخ, ز, زهد, سر, سینه, شب, شمع, شمع دوش, شکرانه, عقل, غریب, غم, لاله, مرا, مردم, من, مهر, می, میخانه, نخفتیم, نه, نوش, هر, و, واسطه, پروانه, پیاله, چشم خرقه, چو, کاشانه, کردم, کم, کن, کهبی تو , مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جان وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

برچسب : ! شاخه, . باز, . سفر, ،, آب, آب شاخه, آرام بخت, آمد, آمد گوئیا, آن, آهوی, آواز, آورده, آید, آیینه, از, ازرده, است باش, است تا, است تو, اشک, افتاده, افتم, اما, امروز, اندوه, اول, ای, این, با, بام, ببستم دگر, بدام, بر, بسته, بشکسته, بمیرم, به, بود, بودم در, بگریخت اشک, بی, تلخی, تماشای, تمنای, تن, تو, جا, جان, جانم, جدایی, جنونم, جهان, جواب.... بی, جوابی, جوی, حالی, حذر, خاطره, خانه, خبر, خلوت, خم, خندان, خندید عطر, خندید یادم, خواسته, خونم تو, خیره, داده, دامن, در, درخشید, درخشید باغ, درونم بی, دست, دشت, دشتم تا, دل, دلت, دنبال, دگر, دگران, دیدار, دیوانه, دیگر, راز, رام خوشه, راهی, رفتی بی, رفتی تا, ریخت, ریخت مرغ, ریخته, ز, زد, زد چون, زده, زدی, زلزله, زمان, زنده, زکویت, سان, سر, سرودی تو, سنگ, سیاهت من, سیاهم تو, شب, شباهنگ یادم, شبهای, شبی...., شد, شدم, شعر, شهر, صاف, صحرا, صد, صدایی برنخیزد, صیادی, صید, طوفان, ظلمت, عاشق, عشق, غم, فراموش, فردا, فرو, لب, لبریز, لحظه, لرزید ماه, لغزید, ماه, محو, مرغک, من, من بی, مهتاب, مهتاب شب, می, ناله, نبودی چه, نتوانم, نتوانم بی, نتوانم نتوانم روز, نتوانم! اشکی, ندانم سفر, ندانم., ندیدی نگهت, نرمیدم, نستیزم من, نشستم تو, نشستم گوئیا, نشستیم تو, نشنود, نشنیدم پای, نظر, نمانم, نهانخانه, نوایی تو, نگاهت, نگاهت آسمان, نگاهم قطره, نگاهی, نگران, نگریزم گر, نگسستم باز, نیفتاد, ها, هرگز, هم, هم بی, هم! نه, همه, هیچ, و, وجودم شدم, وسنگ همه, پای, پر, پیش, پیچید یادم, چشم, چشمان, چند, چندی, چه, کبوتر, کردی, کس, کشیدم نگسستم نرمیدم رفت, کن آب, کن با, کن لحظه, کنی, که, کوچه, گذر, گذران, گذری غافل, گذشتم همه, گذشتم ودر, گذشتی چون, گذشتیم پر, گرفتی, گریزی, گشتم, گشتم شوق, گشتم! حذر, گشتیم ساعتی, گشودیم, گفتم, گفتی از, گل, یاد, یک
دیشب باز توی خوابم باز تورو دیدم
صدات زدم تو رفتی از خواب پریدم
کاش می شد بخوابم و صبح باشی تو کنارم
ولی اینا همش خیاله تورو ندارم
فقط به من بگو چرا ؟؟
مگه دوسم نداشتی؟؟ من که کاری نکردم !!
چرا تنهام گذاشتی؟؟
فقط به من بگو چرا ؟؟
چرا میای پس تو خوابم؟؟
هنوز باورم نمی شه !!
که تو نیستی کنارم!!
می شینیم فکر می کنم هر روز ۲باره و ۲باره
جوابی ندارم رفتنت واسم سواله
ماکه مشکلی نداشتیم حتی واسه یه بارم
همیشه می گفتی هیچ وقت تنهات نمی ذارم
فقط به من بگو چرا ؟؟
مگه دوسم نداشتی؟؟ من که کاری نکردم !!
چرا تنهام گذاشتی؟؟
فقط به من بگو چرا ؟؟
چرا میای پس تو خوابم؟؟
هنوز باورم نمی شه !!
که تو نیستی کنارم!!
نمی دونم چرا رفتی حتما خوبه واست
ولی من دارم میمیرم واسه یه بوسه بازم
حس می کنم شب و روزا همش جای خالیتو
نمی خوام بسوزونم عکسای یادگاریتو
ولی حالا دیگه بی تو من فقط می تونم ببارم
دیگه همه اینو خوب می دونن که من تمومه کارم
کاش می شد بمیرم برم زودتر اون دنیا بشینم
تا شاید یه روز تو اون دنیا من تورو ببینم
دارم دیوونه می شم از تکرار این سوال
فکر برگشتنت شده برام یه آرزوی محال
دلم می خواد اون روزا بشه برات بمیرم
تا اینکه زنده باشم ولی تورو نبینم
فقط به من بگو چرا؟؟؟؟!!!!!
رفتی و تنهام گذاشتی
توی قلبم پا گذاشتی تو که گفتی من می مونم
چرا رفتی و نموندی حالا که تنهای تنهام
واسه دله خودم می نویسم می نویسم تو کجایی
کی میایی کی میایی تو که رفتی من اینجا تنهام
دیگه طاقتی ندارم دیگه سخته بی تو موندن
بی تو هیچ معنای نداره
برچسب : . باز, . توی, . شاید, . چرا, . یه, 2باره, 2باره جوابی, ؟؟, ؟؟ مگه, ؟؟ چرا, آرزوی, از, اون, این, اینا, اینجا, اینو, اینکه, بارم همیشه, بازم حس, باشم, باشی, باورم, ببارم دیگه, ببینم دارم, بخوابم, برات, برام, برم, برگشتنت, بسوزونم, بشه., بشینم تا, بمیرم, بمیرم تا, به, بوسه, بگو, بی, تمومه, تنهات, تنهام, تنهام دیگه, تنهام واسه, تنهای, تو, تورو, تونم, تکرار, جای, حالا, حتما, حتی, خالیتو نمی, خواب, خوابم, خوابم؟؟ هنوز, خواد, خوام, خوب, خوبه, خودم, خیاله, دارم, دله, دنیا, دوسم, دونم, دونن, دیدم صدات, دیشب, دیوونه, دیگه, ذارم فقط, رفتنت, رفتی, روز, روزا, زدم, زنده, زودتر, سخته, سوال فکر, سواله ماکه, شب, شد, شده, شم, شه, شینیم, صبح, طاقتی, عکسای, فقط, فکر, قلبم, محال دلم, مشکلی, معنای, من, موندن بی, مونم چرا, می, میای, میایی, میمیرم, نبینم فقط, ندارم, ندارم فقط, نداره, نداشتی؟؟, نداشتیم, نموندی, نمی, نویسم, نکردم, نیستی, هر, همش, همه, هیچ, و, واست ولی, واسم, واسه, وقت, ولی, پا, پریدم کاش, پس, چرا؟؟؟؟!!!!! رفتی, کارم کاش, کاری, کجایی کی, کنارم ولی, کنارم!! می, کنارم!! نمی, کنم, که, کی, گذاشتی, گذاشتی توی, گذاشتی؟؟ فقط, گفتی, یادگاریتو ولیمی خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
خیلی سخته عاشق کسی بشی اما اون حتی ندونه درد تو
از چشات نخونه قصه غمو علت لرزش دست سردتو
خیلی سخته زندگیت فنا بشه واسه دیدن یه لبخند رو لباش
واسه گفتن از امید و آرزو تو سیاهی غم انگیز شباش
من نیومدم بگم عاشقتم چون از این حرفا پر گوش همه
اشتباه که می گن گریه مرد رو زخم های تنش یه مرهم
من نیومدم بگم تو هم مثه قصه ها بیا بریم از این دیار
یا که خیلی مهربون یه مدتی واسه من ادای عشقو در بیار
می خوای برنده باشی می دونم به همه می گم ببازن جلو پات
هر چی اسپند به آتیش می کشم تا که چشمت نزنن بشن فدات
تو می خوای پرنده باشی می دونم یه نفس هوای خوشبختی می خوای
خودم آسمون هفتمت می شم تو فقط بگو بگو باهام میای
غبارگرفته از گردش ایام…
در پس و واپس نادرست ها
گرفتار مانده ام.
اردیبهشت هم گذشت.
شاید همین ثانیه های وداعش
وداع من شود.
شاید…
بیش از همیشه دستانت راکم دارم.