گفتم فراموشم نکن ، گفتی تو در یادی مگر
گفتم که ویرانم مکن ، گفتی تو آبادی مگر
گفتم بدون در دام تو من زندگی را چون کنم
گفتی که از پیشم برو ، از من تو آزادی دگر
گفتم که بی تو ، غم شده در باورم در خاطرم
گفتی که از روز ازل ، آیا تو دل شادی مگر
گفتم بیا با دل بساز ، با روح من شو همنوا
گفتی که از من نشنوی ، آهنگ دمسازی دگر
گفتم که جز تو نشنوم ، صوت و نوای بهتری
گفتی سخن کوتاه کن ، باشد تو را سازی دگر
هی فلانی !
رفتن حق همه ی آدمهاست…
فقط خواستم بدونی ،
اگه مونده بودی..
پاییزم <قشنگ>تر بـــود …!
باران یعنی برگشتن هوایِ مه آلود و شیروانی هایِ شاد!
باران یعنی قرارهایِ خیس!
باران یعنی تو برمی گردی، شعر بر می گردد!
می خواهم بدهم دنیا را
………………برایم تنگ کنند
………………..به اندازه ی آغوش تو
……………….تا وقتی به آغوشت می رسم
…………………………
گاهی عکسی را می سوزانیم ..
گاهی عکسی ما را می سوزاند ..
گاهی با دیدن یک عکس ساعت ها گریه می کنیم ..
گاهی هم سالها با یک عکس زندگی می کنیم …..
و این یعنی زندگی ..
خدایا….
این سرنوشتی که برام بافتی
قسمت یقش یه خورده تنگه
قربون دستت شلش کن
دارم خفه میشم….
از تنها بودنم راضی نیستم ؛ اما …. خوشحالم که با خیلی ها نیستم … !!!
مثل آن مسجد بین راهی…تنهایم
هرکس هم که می آید مسافر است میشکند…
هم نمازش را. هم عهدش را هم دلم را…
…و می رود….
میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم ..
آسمانم ستاره می خواست که تو آمدی .
ابر حسود اما چشم دیدن خوشحالیم را نداشت.
آسمانم ابری شد.
بارید و بارید و من …
به انتظار دیدن دوباره ات قطره های باران را یکی یکی می شمردم.
اما تو دیگر پشت ابر ها نبودی وقتی که تمام شدند.
نمی دانم در کدام صورت فلکی باید به دنبال تو گشت.
در آسمان بزرگ من جای یک ستاره خالی شد.
کاش از خورشید فرار نمی کردی تا روشنتر
به دنبالت می گشتم.
کاش هرگز آسمانم ستاره نمی خواست.
کاش ابر ها کمی مهربانتر بودند …
تا تو را گم نمی کردم.
ای کاش میدانستی شبها….
تنها ستاره ای را که به نامت زده ام
به چشمانم سنجاق میکنم تا یادم نرود
در روی زمین کسی هم هست
که سبزی لحظه هایش روزی آرزویم بود ….
خانه ام را در چشم های تو بنا کرده ام
پلکهایت را به هم نزن خانه خراب میشوم
عید کمال دین . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت
امیر المومنین علیه السلام
بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد
عاشقانه
برچسب : ., http://asheganeh.ir/ عيد, اتمام, اعلان, السلام بر, المومنين, باد, خجسته, دين, سالروز, شيعيان, عاشقانه, عليه, نعمت, هنگامه, و, وصايت, ولايت, ولايت امير, پيروان, کمالاولین کسی که عاشقش میشی ، دلتو میشکنه و میره
دومین کسی رو که میای دوست داشته باش…ی و از
تجربه قبلیت استفاده کنی ، دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره
بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد
میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی !!!
دیگه دوستت دارم واست رنگی نداره …
و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه
تو دلشو میشکنی که انتقام خودتو ازش بگیری
اینطوریه که دل همه ی آدما میشکنه !!!
گاهی دفترت را باز کن بنویس زندگی زیباست!!
بعد، بخند!
یک خط پایین تر، بنویس یک نفر عاشقم ماندست هنوز!
بعد، بخند!
یا ادامه بده، بنویس، تا شقایق هست زندگی باید کرد
… بعد، بخند!
خنده دار نیست؟!
من هر شب به تو فکر میکنم وهمین خنده دارها را می نویسم
و بلند بلند می خندم
تو هم…..
به خنده های من بخند مثل روزگ اری که دوستم میداشتی
..نه از تو خبر دارم ..
نه از احوالت ..
رفته ای و هی چ
به پشت ِ سر نگاهی نمی کنی!!
اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشق ت سوی روشنی فردا
من و دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا
برای زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد
قلبی که دوستش بدارند
قلبی که هدیه کند
قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید قلبی که جواب بگوید
قلبی برای من
قلبی برای انسانی که من می خواهم
تا انسان را در کنار خود حس کنم
می خواهم خواب اقاقیاها را بمیرم
خیال گونه
در نسیمی کوتاه
که به تردید می گذرد
خواب اقاقیاها را بمیرم
می خواهم نفس سنگین اطلسی ها را پرواز گیرم
در باغچه های تابستان
خیس و گرم
به نخستین ساعات عصر
نفس اطلسی ها را
پرواز گیرم
حتا اگر
زنبق کبود کارد
بر سینه ام گل دهد
می خواهم خواب اقاقیاها را بمیرم در آخرین فرصت گل
و عبور سنگین اطلسی ها باشم
بر تالار ارسی
به ساعت هفت عصر
مدتهاست مجازی می خندم …
مجازی شادم…
مجازی عاشق می شم …
مجازی دیگران رو دلداری میدم …
اما…
اما واقعی تنهام
واقعی درد می کشم
و واقعی
از عشق های مجازی
لطمه می بینم…
عجب حکایتی ست این عشق دیرینه ات!
هر وقت از پستوی تنگ دلم
خاطراتت را بیرون میکشم
گردو خاک این کتیبه تاریخی
بر چشمانم مینشیند
نه باستان شناسم
نه تاریخ شناس..
ولی این عشق تاریخی ات را
چه خوب میشناسم!!
جور دیگر دیدم
گفتند: کور رنگی داری…!
زیر باران رفتم
گفتند: چترهایت سوراخ است….!
فردا…
بی چتر
در زیر باران
دوباره عاشق خواهم شد…
همین کافی است.
میمانم…
بی هراس تنهایی!!
من و این چاردیواری سکوت شب را خوب میفهمیم
و لالایی پیرزنی
که نغمهی زندگی سر میدهد به وقت طلوع
آن روز که دیگر من هم نباشم؛
آرمیده به آرمان بی فروغ آزادی
در دامان پیرزن؛
جاگیر شدهام
در قامت یک رویا…!!!
متنفرم از انسان هایی که دیوار بلندت را می بینند، ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند که؛
تو را فرو بریزند…!
تا تو را انکار کنند…!
تا از رویت رد شوند…!!!!!!!!
و همچنان حکایت ادامه دارد
برچسب : . خاک, . قلب, . چشمانم, ... اما... اما, آجر, آخرین, آرمان, آزادی در, ات, ات! هر, ادامه, ارسی به, از, است قلبی, است. میمانم... بی, است....! فردا... بی, اطلسی, اقاقیاها, ام, انسان, انسانی, انکار, اگر زنبق, این, باران, باران دوباره, باستان, باشم بر, باغچه, بدارد قلبی, بدارند قلبی, برای, بریزند...! تا, بلندت, بمیرم, بمیرم خیال, بمیرم می, به, بپذیرد قلبی, بگوید, بگوید قلبی, بی, بیرون, بینم, بینند،, تابستان خیس, تاریخ, تاریخی, تاریخی بر, تالار, تردید, تنهام واقعی, تنهایی!! من, تنگ, تو, جواب, جور, حس, حکایت, حکایتی, خندم, خواب, خواهم, خواهم تا, خوب, خود, دارد, داری...! زیر, دامان, در, درد, دلداری, دلم خاطراتت, دنبال, دهد می, دو, دوست, دوستش, دیدم گفتند:, دیرینه, دیوار, دیوارت, دیگر, دیگران, را, را پرواز, را چه, رد, رفتم گفتند:, رنگی, رو, روز, رویا...!!! متنفرم, رویت, زندگی, زیر, زیستن, ساعات, ساعت, ست, سر, سنگین, سوراخ, سکوت, سینه, شادم... مجازی, شب, شد... همین, شدهام در, شم, شناس.. ولی, شناسم نه, شوند و, طلوع آن, عاشق, عبور, عجب, عشق, عصر مدتهاست, عصر نفس, فرصت, فرو, فروغ, قامت, قلبی, لازم, لالایی, لق, مجازی, مجازی لطمه, من, من قلبی, می, میان, میدم, میشناسم!!, مینشیند نه, میکشم گردو, میدهد, میفهمیم و, نباشم؛ آرمیده, نخستین, نسیمی, نغمهی, نفس, ها, های, هایی, هدیه, هراس, هستند, هفت, هم, همان, همچنان, و, واقعی, واقعی از, وقت, ولی, پرواز, پستوی, پیرزن؛ جاگیر, پیرزنی که, چاردیواری, چتر در, چترهایت, کارد بر, کافی, کبود, کتیبه, کشم و, کنار, کند قلبی, کنم می, کنند...! تا, که, که؛ تو, کوتاه که, کور, گذرد خواب, گرم به, گل, گل و, گونه در, گیرم حتا, گیرم در, یک
ارزو را در اغوش میګیرم
تا پرواز را فراموش کند
در لابلای کاغذ کادوییها پنهانش میکنم
زیر تخت جایی برایش جستجو
شبها در کنارم میخوابد
هر دو نقشه ها میرزیم
ګاهی تا افق
به او میګویم کجا پیاده ات کنم
نګاهم میکند
و دو باره به درونم میخزد
دو باره نا امیدم میکند
او از من دل نمی کند
برچسب : ات, ارزو, از, اغوش, افق به, امیدم, او, باره, برایش, به, تا, تخت, جایی, جستجو شبها, در, درونم., دل, دو, را, فراموش, لابلای, من, میخزد دو, میخوابد هر, میرزیم ګاهی, میکند او, میکند و, میکنم زیر, میګویم, میګیرم تا, نا, نقشه, نمی, ها, پرواز, پنهانش, پیاده, کادوییها, کاغذ, کجا, کنارم, کند, کند در, کنم نګاهم
خوشبختی یک سفر است
سفری که با چمدان خالی
به در خانه ات لګد میزند
صدای فریادت
که کسی در خانه نیست
او را نا امید نمی کند
پشت درهای بسته
ساعتها می نشیند
انقدر بد بختی کشیده ای
که او را حتی حس نمی کنی
برایت روی خاکهای
کهنه پشت در مینویسد
باز میګردم
شاید … شامګاهی
کاش دهخدا می دانست
دلتنگی … اشک …. فاصله …. بی وفایی….
تعریفش فقط دو حرف است
………..“تـــو”…………
******************************
پیش هر تیغی سپر باید گرفت ، پیش تیغ دوست ” سر ” باید گرفت
******************************
همدیگر را دور میزنیم تا زودتر به مقصد برسیم
غافل از اینکه زمین گرد است و باز به هم خواهیم رسید . . .
******************************
تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد
یک بار قسمت کردم ، چندین برابر شد
برچسب : ., . باز, ،, از, است ...........“تـــو”............. ******************************* پیش, است., اشک, ام, اینکه, با, بار, باید, برابر, برسیم غافل, به, بی, تا, تنهایی, تیغ, تیغی, حرف, خواهیم, دانست دلتنگی, دلتنگی … اشک …. فاصله …. بی وفایی…., دهخدا, دو, دور, دوست, را, رسید, زمین, زودتر, سر, سپر, شد, فاصله, فقط, قسمت, مقصد, می, میزنیم, نخواهم, هر, هم, و, وفایی…. تعریفش, پیش, چندین, کاش, کرد یک, کردم, کسی, گرد, گرفت, گرفت ******************************* همدیگر, ”, …
تنها صدایت را میخواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد
نگاهت را میخواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد
وجودت را میخواهم تا گرمای آغوشم باشد
دستهایت را میخواهم تا نوازشگر بی کسی اشکهایم باشد
و تنها خنده هایت را میخواهم تا مرحم کهنه زخمهای زندگی ام باشد
آری تنها تو را میخواهم …
برچسب : . خنده, ..., آغوشم, اشکهایم, ام, باشد آری, باشد دستهایت, باشد نگاهت, باشد و, باشد وجودت, بی, تا, تنها, تو, خسته, را, روشنی, زخمهای, زندگی, سکوت, صدایت, لحظه, مرحم, موسیقی, میخواهم, نوازشگر, هایت, هایم, چشمهای, کسی, کهنه, گرمایتنها صدایت را میخواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد
نگاهت را میخواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد
وجودت را میخواهم تا گرمای آغوشم باشد
دستهایت را میخواهم تا نوازشگر بی کسی اشکهایم باشد
و تنها خنده هایت را میخواهم تا مرحم کهنه زخمهای زندگی ام باشد
آری تنها تو را میخواهم …
برچسب : . خنده, ..., آغوشم, اشکهایم, ام, باشد آری, باشد دستهایت, باشد نگاهت, باشد و, باشد وجودت, بی, تا, تنها, تو, خسته, را, روشنی, زخمهای, زندگی, سکوت, صدایت, لحظه, مرحم, موسیقی, میخواهم, نوازشگر, هایت, هایم, چشمهای, کسی, کهنه, گرمایباران کـه میبـارد……
دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود…..
راه می افـتم …
بـدون چـتـر …
من بـغض می کنـم ….
آسمـان گـریـه …
وای که چه دردی دارد…
آری،دلتنگی را میگویم
برچسب : ... بـدون, .... آسمـان, افـتم, باران, بـرایت, بـغض, تـر, تنـگ, دارد... آري،دلتنگي, دردي, را, شـود . . . . . راه, كه, من, ميگويم, می, میبـارد . . . دلـم, واي, چـتـر, چه, کـه, کنـم, گـریـه
حرفهای آخرت را زدی و رفتی ؟
میگذاشتی من نیز حرفهایم را برایت بگویم
لحظه ای صبر میکردی تا برای آخرین بار چشمهایت را ببینم ،
حتی اگر شده در خیالم دستهایت را بگیرم
چه راحت شکستی دلم را ، حتی نشنیدی یک کلام از حرفهایم را ،
چه راحت پا گذاشتی بر روی دلم ،حالا من مانده ام و تنهایی و یک دریای غم
چه آسان دلکندی از همه چیز ، نه دیگر بی تو در این دنیا جای من نیست …
به جا ماند خاطره های شیرین در لحظه های با هم بودنمان و همه ی این خاطره ها در یک لحظه بر باد رفت …
فکرش را هم نمیکردم این روز بیاید ، همیشه فکر میکردم فردا دوباره لحظه دیدارمان بیاید…
این روزها خیلی دلم گرفته ، سردرگم و بی قرارم ، حس میکنم آخرین روزهاست و در این لحظه ها حتی میتوانم نفسهایم را بشمارم…
نفسهایی که دیگر در هوای تو نیست ، ثانیه هایی که به یاد تو است و در کنار تو نیست ، لحظه هایی که حتی به خیال تو نیست …
تا قبل از آمدنت ، داشتنت برایم رویا بود ، با همان رویا سر میکردم زندگی ام را ، تا تو آمدی ….
حقیقت شد آن رویای شیرین ، تا تو رفتی ، کابوس شد آن لحظه های شیرین و اینجاست که دیگر حتی رویای تو نیز دلم را خوش نمیکند ، اینجاست که تنها تو را میخواهم نه نبودنت را…
حرف آخرت همین بود؟ خداحافظ؟
صبر میکردی اشکهای روی گونه ام خشک شود و بعد میرفتی ، حتی تو برای آخرین بار هم که شده آرامم نکردی …
گفتی خداحافظ و رفتی ، چقدر تو بی وفا هستی….
برچسب : . خیال, », ،, ، حتی, ، چه, ،حالا, ؟ میگذاشتی, آخرت, آخرین, آرامم, آسان, آمدنت, آمدی, آن, از, است., اشکهای, ام, اگر, ای, این, اینجاست, با, باد, بار, ببینم, بر, برای, برایت, برایم, بشمارم… نفسهایی, بعد, به, بود, بود؟, بودنمان, بگویم لحظه, بگیرم چه, بی, بیاید, بیاید… این, تا, تنها, تنهایی, تو, ثانیه, جا, جای, حتی, حرفهای, حرفهایم, حس, خاطره, خداحافظ, خداحافظ؟ صبر, خشک, خوش, خیالم, خیلی, داشتنت, در, دریای, دستهایت, دلم, دلکندی, دنیا, دوباره, دیدارمان, دیگر, را, راحت, را… حرف, رفت, رفتی, روز, روزها, روزهاست, روی, رویا, رویای, زدی, زندگی, سر, سردرگم, شد, شده, شود, شکستی, شیرین, صبر, غم چه, فردا, فکر, قبل, قرارم, لحظه, لقمانی, ماند, مانده, من, مهدی, میتوانم, میخواهم, میرفتی, میکردم, میکردی, میکنم, نبودنت, نشنیدی, نفسهایم, نمیکردم, نمیکند, نه, نکردی, نیز, نیست, ها, های, هایی, هستی…. نویسنده, هم, همان, همه, همیشه, همین, هوای, و, وفا, پا, چشمهایت, چقدر, چیز, کابوس, کلام, کنار, که, گذاشتی, گرفته, گونه, ی, یاد, یک, … به, … تا, … فکرش, … گفتی, …. حقیقت
قلبم را دادم به تو که عشق منی ، با تو آمدم، آمدم تا جایی که تو میخواهی، با تو می آیم ، می آیم به هر جا که بروی ، با تو میروم ، میروم هر جا که بروی….
همه جا با توام ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست هوایی که بی تو نفس کشیده باشم
نیست یادی در قلبم جز یاد تو ، نیست مهری جز مهر تو در دلم
چشمانم هنوز غرق نگاه زیبای تواند، آنچه پنهان است در پشت نگاهت دنیای عاشقانه من است
همه جا با توام ، آنجا و اینجا در قلبم ، اینجا و آنجا در قلبت ، می تابم و و میتابی ، میمانم و میمانی، میدانم و میدانی که چقدر هم تو مرا دوست داری ، هم من دیوانه توام…
چه خوب میفهمی در دلم چی میگذرد ، چی خوب معنا میکنی نگاهم را ، چه عاشقانه میشنوی حرفهایم را
پاسخ دل گرفته ام را با عشق میدهی، وقتی دلتنگم ، خبر داری از دل تنگم ، وقتی تشنه دیدارم ، سیراب میکنی مرا عشقم
همه جا با همیم ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست راهی که بی تو رفته باشم…
همه جا خاطره ، همه جا عشق ، همه جا عطر حضور تو ، جایی نیست که نباشد عطر نفسهای تو
همه جا خاطره ، جایی نیست که نمانده باشد یادی از تو….
تویی که جان داده ای به تنم و این یاد تو است که نفس میدهد به این تنی که روحش در وجود تو است
روح عشق در وجودمان، این است روزهای زندگی مان ، با عشق روزمان شب میشود و با یاد هم شبهایمان را سر میکنیم…
همه جا با توام ، تو اینجا همیشه در قلبمی و من آنجا باز هم به عشقت نفس میکشم…
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده
فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده…
اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم
باور نمیکنم اینک بی توام
کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی
تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم…
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم
در حسرت چشمهایت هستم ،چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده
در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ، هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت…
کاش بودی و به بهانه هایت نیز راضی بودم ، کاش بودی و من دیگر از سردی نگاهت شاکی نبودم
هر چه خواستم از تو بگذرم از همه چیز گذشتم جز تو ، هر چه خواستم فراموشت کنم همه را فراموش کردم جز تو ، هر چه خواستم به خودم بگویم هیچگاه ندیدم تو را ، چشمهایم را بستم و باز هم دیدم تو را ، هر چه خواستم دلم را آرام کنم ، آرام نشد دلم و بیشتر بهانه تو را گرفت ، هر چه خواستم بگویم بی خیال ، بی خیالت نشدم و به خیالت تا جایی که فکرش هم نمی کنی رفتم…
میخواستم با تنهایی کنار بیایم ، دلم با تنهایی کنار نیامد ، میخواستم دلم را راضی کنم ، یاد تو باز هم به سراغم آمد ، میخواستم از این دنیا دل بکنم ، دلم با من راه نیامد …
بگذار اعتراف کنم که دلم در چه حالیست ، بدجور از نبودنت شاکیست ، هر جا هستی برگرد که اصلا حالم خوب نیست….

برچسب : http://asheganeh.ir, http://asheganeh.ir/ خواهی, اقبال, باش, توباشد, جهان, خواهان, درکف, کسی, که
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست ِ کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغ های رابطه تاریکند
دیگر کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
دیگر کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مُردنی است
منبع: فروغ خدا بیامرز!
برچسب : http://asheganeh.ir/ دلم, آفتاب معرفی, است به, است منبع:, است... دلم, انگشتانم, ایوان, برد پرواز, بسپار پرنده, به, بیامرز!, تاریکند دیگر, تاریکند چراغ, خاطر, خدا, دلم گرفته...., را, را بر, رابطه, روم, شب, فروغ, مرا, مُردنی, می, میهمانی, نخواهد, ها, های, و, ِ, پوست, کرد دیگر, کسی, کشم چراغ, کشیده, گرفته, گنجشک, ی
برای بالینم
اکنون که سالها از مرگم میگذرد
سر بر بالشی گرم دارم
و هنوز هم گاه
خواب پرواز را می بینم
برچسب : http://asheganeh.ir/ پر, از, بالشی, بالینم اکنون, بر, بینم, خواب, دارم و, را, سالها, سر, مرگم, می, میگذرد, هایم, هم, هنوز, وعده, پرواز, چیدند با, که, گاه, گرم, گرم برای, ی
یک…
دو….
سه….
چندین و چند…
هر چقدر می شمارم خوابم نمی برد
این ستاره های خیالی را
که از سقف اتاقم
تا بینهایت خاطرات تو جاری است
….
یادش بخیر
وقتی بودی
نیازی به شمردن ستاره ها نبود
اصلا یادم نیست
ستاره ای بود یا نبود
هر چه بود شیرین بود
حتی بی خوابی بدون شمردن ستاره ها…