
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان
چقدر سخت است که لبریز باشی از گفتن ؛ ولی …. در هیچ سویت محرمی نباشد … !!!
هیچوقت تنهاییت را به حراج نزار… وقتش که برسه به قیمت میخرند !!
احساس می کنم دارم به خودم و آرزوهام خیانت می کنم.
دچار روزمرگی شدم…
داریم زندگی می کنم و این مایه عذابمه.
به یاده بودنت
شمع می آفروزم درتنهایی
امروز شمع دستم راسوزاند
یاده روزی افتادم که دل سوخته آت شده ام . . .
افسوس
چه هراس انگیز است چراغی برافروختن
در آنجا که جز زشتی هیچ نیست …….
(شهیدعلی شریعتی/ گفت و گوهای تنهایی/ ۴۲۸)
انسان از همان طرفی که تکیه کرده ، به زمین می خورد.
مراقب تکیه گاهتان باشید .
برنگرد،
که بر نمی گردی تو هیچوقت
نمی خواهمم داشته باشمت،نترس فقط بیا
در خزان خواسته هام کمی قدم بزن تا ببینمت
دلم برای راه رفتنت تنگ شده است…
دوستت دارم هایت را اینقدر بیهـــوده خرج این و آن نکن
از رونق خواهد افتاد
بی بها میشود
آنجا که باید کسی باور کند ……
برچسب :
.,
. . . رونق,
. افسوس چه,
. برنگرد، که,
. دستم,
. روزي,
. چرا,
...,
....,
......,
....... (شهیدعلی,
428) انسان,
http://asheganeh.ir/ رسم,
،,
؛,
؟,
آت,
آخر,
آرزوهام,
آفروزم,
آن,
آنجا,
آوازبخوان چقدر,
احساس,
از,
است دوستت,
است.,
افتاد بی,
افتادم.,
ام,
انگیز,
او,
اين,
این,
اینقدر,
باشمت،نترس,
باشی,
باشید.,
باور,
باید,
ببینمت دلم,
بر,
برافروختن در,
برای,
برسه,
بزن,
بعد,
به,
بها,
بودنت شمع,
بیا در,
بیهـــوده,
تا,
تمام,
تنها,
تنهايي,
تنهایی,
تنهاییت,
تنگ,
تو,
تکیه,
جز,
حال,
حراج,
خرج,
خزان,
خواسته,
خواهد,
خواهمم,
خود,
خودم,
خورد. مراقب,
خیانت,
دارم,
داري >,
داشته,
در,
درتنهایی امروز,
دل,
دوست,
را,
راسوزاند یاده,
راه,
رسد,
رسم,
رفتنت,
رفته,
رها,
روز,
روزمرگی,
روزی,
زشتی,
زمین,
زندگي,
زندگيست,
زندگی,
سادگي,
سخت,
سوخته,
سویت,
شدم... داریم,
شده,
شریعتی,
شمع,
شوي,
طرفی,
عذابمه. به,
غمگيني,
فقط,
قدم,
قیمت,
لبریز,
مایه,
مثل,
محرمی,
مهماني,
مي,
می,
میخرند,
میشود آنجا,
نباشد,
نزار,
نمی,
نکن از,
نیست,
هام,
هایت,
هراس,
همان,
همه,
همين,
هیچ,
هیچوقت,
هیچوقت نمی,
و,
وقتش,
ولی,
يک,
پس,
چراغی,
چيز,
کرده,
کسي,
کسی,
کمی,
کند,
کنم,
کنم. دچار,
که,
گاهتان,
گردی,
گفت,
گفتن,
گوهای,
یاده