دوســــتت دارم
هدیه ایست که هر قلبی
فــــهم گرفتنش را ندارد
قیمتی دارد که هر کسی
تــــوان پرداختش را ندارد
جمله ی کوتاهیست که هر کسی
لــــیاقت شنیدنش را ندارد
مـــــن ؛
نـــبـــودنــــــت را تــــــاب مــی آورم !
رفــتـنــت را ، تـحمـــــل مــی کنم !
فــــــرامــــــوش شـــــدنـــــم را !!
بــــاور مــی کــنــــم …
امـــــــــــــــــــا ؛
فــــــرامــــــوش کردنــــــت ،
دیــگـــر کـــــار مــــــن نـــیـــســـت … !
خدایا :
مستجاب کن دعای مادری را که هیچ آرزوئی
جز خوشبختی و هیچ هدیه ای جز عشق و محبت
برای فرزندش ندارد …و شاید … فرزند هرگز نداند !
با زندگی قهر نکن!
دنیا منت هیچ کس رو نمی کشه…
=====ஜ۩۞۩ஜ=====
امشب در آرزو هایم برایت آرزو می کنم که آرزوی کسی باشی که آرزویش را داری….
حماقت چیست…؟
این که من…
تو را…
با تمام بدیهایی که در حقم میکنی…!!
هنوز…
دوست دارم
وقتی نه دستی برای گرفتن است،
نه آغوشی برای گریه،
نه شانهای برای تکیه؛
انتظار نداشته باش خندهام واقعی باشد مادر !!!
می خندم تا تو آرام باشی…
این روزها فقط زندهام تا دیگران زندگی کنند
هنوز گاهی میان آدمها گم می شوم…!
کوچه ها را بلد شدم…
خیابانها را بلد شدم…
ماشینها را، مغازهها را،
… رنگهای چراغ قرمز را…
ولی هنوز گاهی میان آدمها گم می شوم
آدمها را بلد نیستم
اگر؛ کسی دوان دوان
به سوی تو اومد
احتمال بده شاید
در حالِ فرار از دیگری باشد !
دقیقاً زمانی که داری توی بیخیالی همه چیزو فراموش میکنی !
یهو یه آهنگی ؛
یه نوشتهای ؛
یه اسمی ؛
یا حتی یه حرفی ،
همه خاطراتو میاره جلو چشمت .. .
آی داغون می شی
هرگز به امید فراموش کردن کسی، سراغ آدم دوم نرو!
عاشق شدن چیز ساده ایست ….
آنقدر که همه ی انسانها
توان تجربه کردن اون رو دارند !
مهم عاشــــــــق ماندن است ؛
بی انتــــــــــها بی زوال
تا ابــــــد ؛ بی منـــــت … !!!
خدا یا
کاری کن اونایی که تو زندگیمون نیستن…
تو خوابمــونم نباشن
ﻫﺮ ﻗﻠﺒﻰ ﺩﺭﺩﻯ ﺩﺍﺭﺩ
ﻓﻘﻂ ﻧﺤﻮﻩ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ
ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺸﺎﻥ ﭘﻨﻬﺎﻥ
ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ
ﻭ ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ
گاهی وقتا به یه چیزایی که آرزو شو داری میرسی…
تازه میفهمی
که چقدر آرزوش
از داشتنش قشنگتر بوده !!!
بـهـتـریـن لـذتـی کـه تـوی دنـیـاسـت ایـنـه کـه . . .
بـدونـی یـه نـفـر خـیـلـی دوسِـت داره . . .
بـرای یـه نـفـر مـهـمـی . . .
یـه نـفـر هـسـت کـه هـمـیـشـه نـگـرانـته . . .
اونـوقـت ِ کـه زنـدگـی مـعـنـا پـیـدا مـیـکُـنه . . .
اون موقع، هر روزت، مثل روز “ولنتاین” میشه … !!!
برچسب : ! رفــتـنــت, ! فــــــرامــــــوش, !! بــــاور, !!!, !!! بـهـتـریـن, * دستی, ., . اونـوقـت, . بـدونـی, . بـرای, . توی, . شاید, . یه, .., ..., ... امـــــــــــــــــــا, : مستجاب, http://asheganeh.ir/ دوســــتت, ،, ، دیــگـــر, ، همه, ؛, ؛ بی, ؛ فــــــرامــــــوش, ؛ نـــبـــودنــــــت, ؛ یا, ؛ یه, آدم, آدمها, آرام, آرزو, آرزوئی جز, آرزوش از, آرزوی, آرزویش, آغوشی, آنقدر, آهنگی, آورم, آی, ابــــــد, از, است., است، نه, اسمی, امید, انتــــــــــها, انسانها توان, اومد احتمال, اون, اونايي, ای, ایست, ایـنـه, با, باش, باشد, باشی, باشی این, بده, بدیهایی, برای, برایت, بلد, به, بوده, بی, بیخیالی, تا, تجربه, تـحمـــــل, تــــــاب, تـوی, تمام, تو, تکیه؛ انتظار, جز, جلو, حالِ, حتی, حرفی, حقم, خاطراتو, خدا, خدایا, خـیـلـی, خندم, خندهام, خوابمــونم, خوشبختی, دارد, دارم هدیه, دارم وقتی, دارند, داره, داری, داری.... حماقت, داشتنش, داغون, در, دعای, دقیقاً, دنـیـاسـت, دوان, دوان به, دوسِـت, دوم:, دیگران, دیگری, را, را با, را... ولی, را،, رنگهای, رو, روز, روزت،, روزها, زمانی, زندهام, زندگيمون, زندگی, زنـدگـی, زوال تا, ساده, سراغ, سوی, شانهای, شاید در, شدم... خیابانها, شدم... ماشینها, شدن, شـــــدنـــــم, شنیدنش, شو, شوم آدمها, شوم...! کوچه, شی هرگز, عاشــــــــق, عشق, فرار, فراموش, فرزند, فرزندش, فقط, قرمز, قشنگتر, قلبی فــــهم, قهر, كن., كه, لـذتـی, مادر, مادری, ماندن, مثل, محبت برای, مغازهها, مـعـنـا, مــــــن, مــی, مـهـمـی, مـیـکُـنه, من تو, منت, منـــــت, مهم, موقع،, می, میاره, میان, میرسی... تازه, میشه, میفهمی که, میكنی...!! هنوز... دوست, میکنی, نباشن ﻫﺮ, ندارد, ندارد جمله, ندارد قیمتی, ندارد مـــــن, نداشته, نداند, نرو! عاشق, نـــیـــســـت, نـفـر, نـگـرانـته, نمی, نه, نوشتهای, نيستن... تو, نکن! دنیا, نیستم اگر؛, ها, هایم, هدیه, هر, هرگز, هـسـت, هـمـیـشـه, همه, هنوز, هیچ, و, واقعی, وقتا, ولنتاین, يا كاري, ِ, پرداختش, پـیـدا, چراغ, چشمت, چقدر, چیز, چیزایی, چیزو, چیست...؟ این, کردن, کردنــــــت, کس, کسی, کسی تــــوان, کسی لــــیاقت, کسی،, کشه... =====ஜ۩۞۩ஜ===== امشب, کـــــار, کــنــــم, کـه, کن, کنم, کنند هنوز, که, کوتاهیست, گاهی, گرفتن, گرفتنش, گریه، نه, گم, ی, یـه, یهو, ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻰ, ﭼﺸﻤﺎﻧﺸﺎﻥ, ﺁﻥ, ﺍﺑﺮﺍﺯ, ﺑﻌﻀﻰ, ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻌﻀﻰ, ﺩﺍﺭﺩ ﻓﻘﻂ, ﺩﺭ, ﺩﺭﺩﻯ, ﺭﺍ, ﻓﺮﻕ, ﻗﻠﺒﻰ, ﻛﻨﻨﺪ ﻭ, ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ گاهی, ﻧﺤﻮﻩ, ﻫﺎ
اگــــــــــــــر
هـدفــی بــرای زنــدگــــی. . .
دلـــی بــــرای دوسـت داشـتـــن. . .
و خـــدایـی بــرای پـــرستـــش داری . . .
خــــــــــو شـــــبــــــَـــــخــــــــــ
چه آموختم ؟!
*آموختم که : زندگی سخت دشوار است – اما من از او سخت ترم !
*آموختم که : فرصتها هیچگاه از بین نمیروند – بلکه شخص دیگری
فرصت از دست رفته را تصاحب میکند !
*آموختم که : چشم پوشی از حقایق- واقعیت آنها را تغیر نمیدهد !
… … *آموختم که : تنها کسی که مرا در زندگی شاد میکند- کسی است که
به من میگوید : تو مرا شاد کردی !
*آموختم که : مهربان بودن بسیار مهم تر از جنگجو بودن است !
*آموختم که : خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید !
پس من نمیتوانم همه چیز را دریک روزبدست آورم !
* وبالاخره آموختم که :
سکوت قدرت بی انتهاست ، عشق نا پیدا ، هستی نا آشنا و دیدن بی انتهاست
دلم تنگ شده…
دلتنگم..
دلتنگ بازی در حیاط خانه پدر بزرگ
دلتنگ بوی اتش بازی دزدکی
خط و نشانهای مادر… چشم غره پدر
دلتنگ بوی پلی کپی برگه امتحانی و پاک کن عطری
دندان شیری هما…ابگوشت لذیذ امین و اکرم
پیراشکی دکه مدرسه..سرودهای سر صف
همیشه زخم شدنهای سر زانو..هیجان گرفتن کارنامه…امضا ولی پایین نمره امتحان
دلم بد جور تنگ است
برای اولین نگاه
اولین قرار
اولین بوسه
حکم بادبادکی را دارم که روی بلندترین ساختمان شهر گیر است
اسمان صحنه جولانگاهش است ولی توان اوج ندارد
دلم میخواهد باد از بین تک تک یاخته هایم بگذرد
در موهایم چنگ بزند
طوری بر صورتم بوزد که مجال نفس کشیدن را بگیرد
اخر…
دلم تنگ است....
برچسب : اتش, از, است اسمان, است برای, است., امتحان دلم, امتحانی, امین, اوج, اولین, اکرم پیراشکی, باد, بادبادکی, بازی, بد, بر, برگه, بزرگ دلتنگ, بزند طوری, بلندترین, بوزد, بوسه حکم, بوی, بگذرد در, بگیرد اخر... دلم, بین, تنگ, توان, تک, جور, جولانگاهش, حیاط, خانه, دارم, در, دزدکی خط, دلم, دکه, را, روی, زانو..هیجان, زخم, ساختمان, سر, شدنهای, شده... دلتنگم.. دلتنگ, شهر, شیری, صحنه, صف همیشه, صورتم, عطری دندان, غره, قرار اولین, لذیذ, مادر, مجال, مدرسه..سرودهای, موهایم, میخواهد, ندارد دلم, نشانهای, نفس, نمره, نگاه اولین, هایم, هما...ابگوشت, و, ولی, پاک, پایین, پدر, پدر دلتنگ, پلی, چشم, چنگ, کارنامه...امضا, کشیدن, کن, که, کپی, گرفتن, گیر, یاخته
بودن من هم چو شمع در سوختن است ،
، بی صدا سوختن و لب را دوختن است
دل ز دنیا کندن و افکندنش در پای یار ،
، لب ز شکوه دوختن و جان در غریبی سوختن است
برچسب : ، ،, است دل, است., افکندنش, بودن., بی, جان, در, دنیا, دوختن, را, ز, سوختن, شمع, شکوه, صدا, غریبی, لب, من, هم, و, پای, چو, کندن, یار
با تو از خاطره ها سرشارم.
با تو تا آخر شب بیدارم
عشق من دست تو یعنی خورشید
گرمی دست تو را کم دارم
برچسب : http://asheganeh.ir/ با, آخر, از, بیدارم عشق, تا, تو, خاطره, خورشید گرمی, دارم, دست, را, سرشارم. با, شب, من, ها, کم, یعنی
گاهی دلم ازهرچه آدم است میگیرد..
. گاهی دلم دوکلمه حرف مهربانانه میخواهد..
. نه به شکل ” دوستت دارم” و
یا نه به شکل ” بی تو میمیرم “
… ساده شاید ، مثل :
... …
” دلتنگ نباش،
امیدت به خدا …
فردا روز دیگری ست
خدایا.کسی راکه قسمت کس دیگریست سر راهمان قرار نده
تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری
برچسب : http://asheganeh.ir/ خدایا.کسی, باشد, برای, خوشش, دلتنگیش, دیگری, دیگریست, راهمان, راکه, روزهای, سر, شبهای, قرار, قسمت, ما, نده تا, و, کس
گفتم : میری؟
گفت : آره
گفتم : منم بیام؟
گفت : جایی که من میرم جای دو نفره نه سه نفر
گفتم : برمی گردی؟
فقط خندید.
اشک توی چشمام حلقه زد
سرمو پایین انداختم
دستشو زیره چونم گذاشتو سرمو بالا آورد
گفت : میری؟
گفتم : آره
گفت : منم بیام؟
گفتم : جایی که میرم جایه یه نفره نه دو نفر
گفت : برمیگردی؟
گفتم : جایی که میرم راه برگشت نداره
من رفتم اونم رفت
ولی
اون مدتهاست که برگشته
وبا اشک چشماش
خاک مزارمو شست وشو میده…
برچسب : :, http://asheganeh.ir/ گفتم, آره گفت, آره گفتم, آورد گفت, اشک, انداختم دستشو, اونم, بالا, برمي, برميگردي؟ گفتم, برگشت, برگشته وبا, بيام؟ گفت, بيام؟ گفتم, توي, جاي, جايه, جايي, حلقه, خنديد. اشک, دو, راه, رفت ولي اون, رفتم, زد سرمو, زيره, سرمو, سه, شست, مدتهاست, مزارمو, من, منم, ميده, ميرم, ميري؟ گفت, ميري؟ گفتم, نداره من, نفر گفت, نفر گفتم, نفره, نه, وشو, يه, پايين, چشماش خاک, چشمام, چونم, که, گذاشتو, گردي؟ فقط
عاشقت خواهم ماند…………..بی آنکه بدانی.
دوستت خواهم داشت …………….بی آنکه بگویم.
درد دل خواهم گفت…………بی هیچ کلامی.
گوش خواهم داد ………………..بی هیچ سخنی.
در آغوشت خواهم گریست…….بی آنکه حس کنی.
در تو ذوب خواهم شد ………..بی هیچ حرارتی.
این گونه شاید احساسم نمیرد … !!!
ای غصه مرا دار زدی خسته نباشی
آتش به شب تار زدی خسته نباشی
ای غصه دمت گرم که در لحظه ی شادی
با رگ رگ من تار زدی خسته نباشی!!!
ای مـــــــــــرد
مردانگی ات را با شکستن دل دختری
که دیوانــــه ی توســــت ثابت نکــن
مردانگی ات را با غرور بی اندازه ات به دختری
که عاشق توست ثابت نکن
… … مـردانگی اینهـــــــا نیســت
مردانگی را زمانی میتوانی نشان دهی
که دختری با تمام تنهایی اش به تو تکیه کرده
که دختری با تکیه به غرور تو
در این دنیای پر از نامردی قدم بر میدارد ..
من دلم می خواهد
ساعتی غرق درونم باشم!!
عاری از عاطفه ها
تهی از موج و سراب
دورتر از رفقا…
خالی از هرچه فراق!!
من نه عاشق هستم ؛
و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من دلم تنگ خودم گشته و بس…!
برچسب : [http://asheganeh.ir] من, ؛ و, از, باشم!! عاری, بر, بس, بلغزد, تنگ, خواهد ساعتی, خودم, درونم., دلم, رفقا... خالی, سراب دورتر, عاشق, عاطفه, غرق, فراق!! من, محتاج, من من, موج, می, نه, نگاهی, ها تهی, هرچه, هستم, و, که, گشتهزندگی را دور بزن و آنگاه که بر نوک بلند ترین قله ها رسیدی
، لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند
برچسب : http://asheganeh.ir/ زندگی, آنگاه, بر, بزن, بلند, ترین, تمام, خراشیدند, خود, دور, را, رسیدی ،, سنگریزه, قله, لبخند, نثار, نوک, ها, هایی, و, پایت, کن, کهبا خلوت سوت و کور عادت کردم
,با کوچه بی عبور عادت کردم
,مانند کسی که عکس از او میگیرند
,لبخند زدن به زور عادت کردم.
برچسب : . عکس, از, او, با, به, بی, خلوت, زدن, زور, سوت, عادت, عبور, لبخند, مانند, میگیرند, و, کردم, کسی, که, کور, کوچهاز من رمیده ای و من ساده دل هنوز
بی مهری و جفای تو باور نمی کنم
دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این
دیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم
رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید
دیگر چگونه عشق ترا آرزو کنم
دیگر چگونه مستی یک بوسه ترا
دراین سکوت تلخ و سیه جستجو کنم
یاد آر آن زن ‚ آن زن دیوانه را که خفت
یک شب بروی سینه تو مست عشق و ناز
لرزید بر لبان عطش کرده اش هوس
خندید در نگاه گریزنده اش نیاز
لبهای تشنه اش به لبت داغ بوسه زد
افسانه های شوق ترا گفت با نگاه
پیچید همچو شاخه پیچک به پیکرت
آن بازوان سوخته در باغ زرد ماه
هر قصه ایی که ز عشق خواندی
به گوش او در دل سپرد و هیچ ز خاطره نبرده است
دردا دگر چه مانده از آن شب ‚ شب شگفت
آن شاخه خشک گشته و آن باغ مرده است
با آنکه رفته ای و مرا برده ای ز یاد
می خواهمت هنوز و به جان دوست دارمت
ای مرد ای فریب مجسم بیا که باز
بر سینه پر آتش خود می فشارمت
میترسم، مضطربم
و با آن که میترسم و مضطربم
باز با تو تا آخرِ دنیا هستم
میآیم کنار گفتگویی ساده
تمام رویاهایت را بیدار میکنم
و آهسته زیر لب میگویم
برایت آب آوردهام، تشنه نیستی؟
فردا به احتمال قوی باران خواهد آمد.
تو پیشبینی کرده بودی که باد نمیآید
با این همه … دیروز
پی صدائی ساده که گفته بود بیا، رفتم،
تمام رازِ سفر فقط خوابِ یک ستاره بود!
خستهام ریرا!
میآیی همسفرم شوی؟
گفتگوی میان راه بهتر از تماشای باران است
توی راه از پوزش پروانه سخن میگوئیم
توی راه خوابهامان را برای بابونههای درّهای دور تعریف میکنیم
باران هم که بیاید
هی خیس از خندههای دور از آدمی، میخندیم،
بعد هم به راهی میرویم
که سهم ترانه و تبسم است
مشکلی پیش نمیآید
کاری به کار ما ندارند ریرا،
نه کِرمِ شبتاب و نه کژدمِ زرد.
وقتی دستمان به آسمان برسد
وقتی که بر آن بلندیِ بنفش بنشینیم
دیگر دست کسی هم به ما نخواهد رسید
مینشینیم برای خودمان قصه میگوئیم
تا کبوترانِ کوهی از دامنهی رویاها به لانه برگردند.
غروب است
با آن که میترسم
با آن که سخت مضطربم،
باز با تو تا آخر دنیا خواهم آمد.
تنهایی خود را مقدس بدار تا زمانی که چیزی مقدس تر از آن نیافته ای، در تنهایی خود بمان.!!
با من از عشق نگو
من و تو که دگر میدانیم
عشق
چقدر بی معناست
آخ عشقم چه زیبا اجرا میکنی…
خط به خطه تمام گفته هایم را…
خواسته هایم را…
منتها برای دیگری!
آنان که بودنت را قدر نمی دانند
رفتنت را “نامردی” میخوانند !!!
برچسب : !!!, "نامردی", http://asheganeh.ir/ تنهايي, آن, اجرا, از, اي،, بدار, براي, بمان.!! با, به, بودنت, بی, تا, تر, تمام, تنهايي, تو, خطه, خود, دانند رفتنت, در, ديگري! آنان, دگر, را, را... خواسته, را... منتها, زماني, زيبا, عشق, عشقم, قدر, معناست آخ, مقدس, من, ميكني... خط, میخوانند, میدانیم عشق چقدر, نمی, نيافته, نگو من, هايم, و, چه, چيزي, که, گفته
نمیدانم !
دل مـن نازک است یـا چشمان تـو تــــیز!
هــر گاه نگـــاه بــه تــو می دوزم
بنــــد دلــم پاره می شــود…
هر گاه لبخند میزنی
پای منطقم می لنگد
احساس حکومت می کند….
روایت من و تو عجب جنس غریبی دارد !!
برچسب : !!, http://asheganeh.ir/ نمیدانم, است., بــه, تــــیز! هــر, تــو, تـو, تو, جنس, حکومت, دارد, دل, دلــم, دوزم بنــــد, شــود... هر, عجب, غریبی, لبخند, لنگد احساس, مـن, من, منطقم, می, میزنی پای, نازک, نگـــاه, و, پاره, چشمان, کند.... روایت, گاه, یـااینجا هم فراموشی مرا پیدا کرده
صبح که شروع به غارغار کرد یکی از فنرهای تختم شکست
و صدایی میامد که مرا اعدام نکنید
من بیگناهم و پس از ساعتی ان صدا هم خاموش شد .
شمار سالها و یا ماههای را که اینجا هستم
از دستم خارج شده و موهای سفید شقیقه ام خیلی زیاد
!دیگر عادت کردم به غارغار این کلاغ با صدای او هر روز مصیبتی .
یک روز چکه کردن شیر توالت ، یک روز غیژ غیژ در این اتاق …
یک روز کج شدن قاشق …
و روزها می گذرد و هنوز آسمان ابری است
و سالها می شود که رنگ آفتاب را ندیده ام
راستی آقای فراموشی هم به اینجا نقل مکان کرده .
روی تک درختی روبروی این اتاق خیلی کوچک…
ادامه دارد غار غار شومش
برچسب : . آسمان, . دستم, http://asheganeh.ir/ اینجا, ،, آفتاب, آقای, ابری, اتاق, از, است و, اعدام, ام, ام راستی, ان, او, این, اینجا, با, به, بیگناهم, تختم, توالت, تک, خارج, خاموش, خیلی, دارد, در, درختی, را, رنگ, روبروی, روز, روزها, روی, زیاد !دیگر, ساعتی, سالها, سفید, شد, شدن, شده, شروع, شقیقه, شمار, شود, شومش, شکست و, شیر, صدا, صدای, صدایی, عادت, غار, غارغار, غیژ, فراموشی, فنرهای, قاشق, ماههای, مرا, مصیبتی, موهای, مکان, می, میامد, ندیده, نقل, نکنید من, هر, هستم از, هم, هنوز, و, پس, پیدا, چکه, کج, کرد, کردم, کردن, کرده, کرده صبح, کلاغ, که, کوچک... ادامه, گذرد, یا, یک, یکی