gif;base64,R0lGODlhAQABAAAAACH5BAEKAAEALAAAAAABAAEAAAICTAEAOw== - گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد

 

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد
و برمی گشت !
پرسیدند :
چه می کنی ؟
پاسخ داد :

در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم …
گفتند :
حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است
و این آب فایده ای ندارد
گفت :
شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ،
اما آن هنگام که خداوند می پرسد :
زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ میدم :
هر آنچه از من بر می آمد !

به این پست چند ستاره میدهید ؟ رای بدید
[کل: 0 میانگین: 0]
موضوع: متن عاشقانه
  • 7 اکتبر 2012
مطالب مشابه
دیدگاه بگذارید 1

*

code

  • آواتار کاربر <a href='http://Eshghebikaran14.blogfa.com' rel='external nofollow ugc' class='url'>Toloo</a>
    Tolooمهمان
    2012-10-08

    آخى چقدر قشنگ بود به منم سر بزن

    پاسخ