کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید. (کوروش کبیر)
اطلاعیه: بـــه عاشقانه با بیش 7 سال فعالیت خوش آمدید

جملات عاشقانه

من نمی دانم

موضوع : جملات عاشقانه,حرف های دل

http://asheganeh.ir

نمی دانم دلم گم شده یا اونی که دل به او سپردم!

نمی دانم عشقم گم شده یا معشوقم.

نمی دانم اعتماد بی جا کردم یا بی جا به من اعتماد کردند.

نمی دانم لیاقت او را نداشتم یا او لایق من نبود.

نمی دانم من در حق عشقمان خیانت کردم یا او. او قدر ندانست یا

من, نمی دانم…..

نمی دانم خدا این را قسمت ما کرد یا ما خود قسمت را رقم زدیم.

نمی دانم چرا وقتیکه دل بستن سهل است, دل کندن آسان نیست.

نمی دانم خدا به ما “دل” داد تا از دنیا ببریم یا دنیا رو داد تا دل بکنیم

هنوزنمی دانم با بودن او زندگی سخت است یا بی او.

تحمل جای خالیش توی تک تک لحظه ها سخت تر است یا…

نمی دانم شکستن غرورم سخت تر است یا شنیدن صدای شکستن قلبم.

نمی دانم تو به من “عشق” را آموختی یا می خواهی “نفرت” را یادم بدهی.

نمی دانم که بگویم: “چرا آمدی؟” یا بپرسم که: “چرا رفتی؟”

من نمی دانم, تو به من بگو……….

ادامه مطلب را مشاهده کنید

چنین گفت …

موضوع : جملات عاشقانه,حرف های دل

http://up.persianrank.ir/images/56942894851203548914.jpg

 

اری زندگی دشوار است اما نه جای ان است که چنین نعره زنید

 

چنین گفت زرتشت….

بی شک ما شیفته ی زندگی هستیم اما این از ان نیست که بازندگی انس گرفته ایم بلکه از ان است که ما با عشق به زندگی مانوسیم

ادامه مطلب را مشاهده کنید

در آن شبی که …

موضوع : جملات عاشقانه,حرف های دل,متن عاشقانه

http://asheganeh.ir

در آن شبی که برای همیشه می رفتی

در آن شب پیوند . . . .

طنین خنده ی من سقف خانه را برداشت

کدام ترس تو را این چنین عجولانه به دام

بسته ی تسلیم تن فرو غلتاند؟!

و خنده ها نه مقطع که آبشاری بود و خنده؟!

خنده نه ، قهقاه گریه واری بود

که چشمهای مرا در زلال اشک نشاند . . .

و من به آن کسی که از انهدام درختان باغ

می آمد سلام کردم . . . . .

سلام مضطربم در هوا معلق ماند و . . .

چشمهای مرا در زلال اشک نشاند . .

(مرحوم حمید مصدق )

ادامه مطلب را مشاهده کنید

ازهمه کس بریده ام تا به خدا رسیده ام

موضوع : جملات عاشقانه,عشق خدا,متن عاشقانه

http://asheganeh.ir

 

ازهمه کس بریده ام تا به خدا رسیده ام

مهربشر نمی خرم رحمت حق چودیده ام

نازترین نیا زها ، بودن با نیاز بود

من به اله بی نیاز با دل خود رسیده ام

شاکرلطف حق منم، تا که به خدمتی رسم

اوکه جوازعالم است من به کجا رسیده ام

مکتب ومدرسه ترا ، پیرمغان ز او ترا

من که زجام این جهان به منتهی رسیده ام

من چه غرورکرده ام؟ریشه دوانده دردلم

خود ارنی ولن تری زگوش اورسیده ام

قامت بی ساز دلم در قلمت حصار شد

ای شه بی حصرونفر تا نگهت رسیده ام

مرشد حق من تویی،واسطه را من چکنم

موج طراوتم دهی من به جرس رسیده ام

گله بی رقیب را ، حمله گرگ ومیش را

من چه نهایتش دهم تا به خمت رسیده ام

کس نشمردمرحمت،روح جهانی ای حمد

ازکه سراغ گیرمت،من به خودت رسیده ام

من به تمنای تو دل تا به هوس کشیده ام

دست به دست من بده تا به حذررسیده ام

رمز سماع در رگم ، شوق چکیده ازکفم

تا به جهان سبز تو با عظمت رسیده ام

راه خطا تو بسته ای ،عین شراب بر لبم

از همه کوزه ها پرم تا به لبت رسیده ام

نقل به کام گشته ام ،مهره نشانه گشته ام

تا که به کوی بی کسان بینفسم رسیده ام

پاک کن این رنگ سیه،جلوه کن ای مرشد ومه

من که در این سوز گنه به اصفیا رسیده ام

تا به کی ازخصم درون،دود به ریش دل کنم

من که به ساحت نظر به لطف حق رسیده ام

ادامه مطلب را مشاهده کنید

آغاز عشق ، ساحل وقایع دروغ بود …

موضوع : جملات عاشقانه,حرف های دل

آغاز عشق ، ساحل وقایع دروغ بود

عشقت دروغ ، کل حقایق دروغ بود

دست ظریف و خط شقایق دروغ بود

افسانه بود وقتی مهر تو بر دل نشست

آن لحظه ها ، تمام دقایق دروغ بود

حالا عبور می کنم از هر چه بود و هست

از هر چه چشم های مرا بر دل تو بست

قلبت ولی برای دلم تنگ میشود

صدها دریغ ، قلب من از سنگ می شود

شاید به سنگ بودن خود شرم می کنم

از تنگ بودن قلب خود شرم می کنم

خاتون روزهای قدیمی مرا ببخش

بعد از تو باز خاطره تکرار می شود

مثل طناب بر تن من دار می شود

یادش بخیر عشق تو تنها امید بود

دیگر گذشت ، عشق تو انکار می شود

مردی که رفت پیش خودش کم کسی نبود

چشمی که سوخت قاعدتا تار می شود

وقتی که رفت ، چشم تو بیدار می شود

ادامه مطلب را مشاهده کنید
تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "عاشقانه" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز