دوســــتت دارم
هدیه ایست که هر قلبی
فــــهم گرفتنش را ندارد
قیمتی دارد که هر کسی
تــــوان پرداختش را ندارد
جمله ی کوتاهیست که هر کسی
لــــیاقت شنیدنش را ندارد
مـــــن ؛
نـــبـــودنــــــت را تــــــاب مــی آورم !
رفــتـنــت را ، تـحمـــــل مــی کنم !
فــــــرامــــــوش شـــــدنـــــم را !!
بــــاور مــی کــنــــم …
امـــــــــــــــــــا ؛
فــــــرامــــــوش کردنــــــت ،
دیــگـــر کـــــار مــــــن نـــیـــســـت … !
خدایا :
مستجاب کن دعای مادری را که هیچ آرزوئی
جز خوشبختی و هیچ هدیه ای جز عشق و محبت
برای فرزندش ندارد …و شاید … فرزند هرگز نداند !
با زندگی قهر نکن!
دنیا منت هیچ کس رو نمی کشه…
=====ஜ۩۞۩ஜ=====
امشب در آرزو هایم برایت آرزو می کنم که آرزوی کسی باشی که آرزویش را داری….
حماقت چیست…؟
این که من…
تو را…
با تمام بدیهایی که در حقم میکنی…!!
هنوز…
دوست دارم
وقتی نه دستی برای گرفتن است،
نه آغوشی برای گریه،
نه شانهای برای تکیه؛
انتظار نداشته باش خندهام واقعی باشد مادر !!!
می خندم تا تو آرام باشی…
این روزها فقط زندهام تا دیگران زندگی کنند
هنوز گاهی میان آدمها گم می شوم…!
کوچه ها را بلد شدم…
خیابانها را بلد شدم…
ماشینها را، مغازهها را،
… رنگهای چراغ قرمز را…
ولی هنوز گاهی میان آدمها گم می شوم
آدمها را بلد نیستم
اگر؛ کسی دوان دوان
به سوی تو اومد
احتمال بده شاید
در حالِ فرار از دیگری باشد !
دقیقاً زمانی که داری توی بیخیالی همه چیزو فراموش میکنی !
یهو یه آهنگی ؛
یه نوشتهای ؛
یه اسمی ؛
یا حتی یه حرفی ،
همه خاطراتو میاره جلو چشمت .. .
آی داغون می شی
هرگز به امید فراموش کردن کسی، سراغ آدم دوم نرو!
عاشق شدن چیز ساده ایست ….
آنقدر که همه ی انسانها
توان تجربه کردن اون رو دارند !
مهم عاشــــــــق ماندن است ؛
بی انتــــــــــها بی زوال
تا ابــــــد ؛ بی منـــــت … !!!
خدا یا
کاری کن اونایی که تو زندگیمون نیستن…
تو خوابمــونم نباشن
ﻫﺮ ﻗﻠﺒﻰ ﺩﺭﺩﻯ ﺩﺍﺭﺩ
ﻓﻘﻂ ﻧﺤﻮﻩ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ
ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺸﺎﻥ ﭘﻨﻬﺎﻥ
ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ
ﻭ ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ
گاهی وقتا به یه چیزایی که آرزو شو داری میرسی…
تازه میفهمی
که چقدر آرزوش
از داشتنش قشنگتر بوده !!!
بـهـتـریـن لـذتـی کـه تـوی دنـیـاسـت ایـنـه کـه . . .
بـدونـی یـه نـفـر خـیـلـی دوسِـت داره . . .
بـرای یـه نـفـر مـهـمـی . . .
یـه نـفـر هـسـت کـه هـمـیـشـه نـگـرانـته . . .
اونـوقـت ِ کـه زنـدگـی مـعـنـا پـیـدا مـیـکُـنه . . .
اون موقع، هر روزت، مثل روز “ولنتاین” میشه … !!!
برچسب : ! رفــتـنــت, ! فــــــرامــــــوش, !! بــــاور, !!!, !!! بـهـتـریـن, * دستی, ., . اونـوقـت, . بـدونـی, . بـرای, . توی, . شاید, . یه, .., ..., ... امـــــــــــــــــــا, : مستجاب, http://asheganeh.ir/ دوســــتت, ،, ، دیــگـــر, ، همه, ؛, ؛ بی, ؛ فــــــرامــــــوش, ؛ نـــبـــودنــــــت, ؛ یا, ؛ یه, آدم, آدمها, آرام, آرزو, آرزوئی جز, آرزوش از, آرزوی, آرزویش, آغوشی, آنقدر, آهنگی, آورم, آی, ابــــــد, از, است., است، نه, اسمی, امید, انتــــــــــها, انسانها توان, اومد احتمال, اون, اونايي, ای, ایست, ایـنـه, با, باش, باشد, باشی, باشی این, بده, بدیهایی, برای, برایت, بلد, به, بوده, بی, بیخیالی, تا, تجربه, تـحمـــــل, تــــــاب, تـوی, تمام, تو, تکیه؛ انتظار, جز, جلو, حالِ, حتی, حرفی, حقم, خاطراتو, خدا, خدایا, خـیـلـی, خندم, خندهام, خوابمــونم, خوشبختی, دارد, دارم هدیه, دارم وقتی, دارند, داره, داری, داری.... حماقت, داشتنش, داغون, در, دعای, دقیقاً, دنـیـاسـت, دوان, دوان به, دوسِـت, دوم:, دیگران, دیگری, را, را با, را... ولی, را،, رنگهای, رو, روز, روزت،, روزها, زمانی, زندهام, زندگيمون, زندگی, زنـدگـی, زوال تا, ساده, سراغ, سوی, شانهای, شاید در, شدم... خیابانها, شدم... ماشینها, شدن, شـــــدنـــــم, شنیدنش, شو, شوم آدمها, شوم...! کوچه, شی هرگز, عاشــــــــق, عشق, فرار, فراموش, فرزند, فرزندش, فقط, قرمز, قشنگتر, قلبی فــــهم, قهر, كن., كه, لـذتـی, مادر, مادری, ماندن, مثل, محبت برای, مغازهها, مـعـنـا, مــــــن, مــی, مـهـمـی, مـیـکُـنه, من تو, منت, منـــــت, مهم, موقع،, می, میاره, میان, میرسی... تازه, میشه, میفهمی که, میكنی...!! هنوز... دوست, میکنی, نباشن ﻫﺮ, ندارد, ندارد جمله, ندارد قیمتی, ندارد مـــــن, نداشته, نداند, نرو! عاشق, نـــیـــســـت, نـفـر, نـگـرانـته, نمی, نه, نوشتهای, نيستن... تو, نکن! دنیا, نیستم اگر؛, ها, هایم, هدیه, هر, هرگز, هـسـت, هـمـیـشـه, همه, هنوز, هیچ, و, واقعی, وقتا, ولنتاین, يا كاري, ِ, پرداختش, پـیـدا, چراغ, چشمت, چقدر, چیز, چیزایی, چیزو, چیست...؟ این, کردن, کردنــــــت, کس, کسی, کسی تــــوان, کسی لــــیاقت, کسی،, کشه... =====ஜ۩۞۩ஜ===== امشب, کـــــار, کــنــــم, کـه, کن, کنم, کنند هنوز, که, کوتاهیست, گاهی, گرفتن, گرفتنش, گریه، نه, گم, ی, یـه, یهو, ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻰ, ﭼﺸﻤﺎﻧﺸﺎﻥ, ﺁﻥ, ﺍﺑﺮﺍﺯ, ﺑﻌﻀﻰ, ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻌﻀﻰ, ﺩﺍﺭﺩ ﻓﻘﻂ, ﺩﺭ, ﺩﺭﺩﻯ, ﺭﺍ, ﻓﺮﻕ, ﻗﻠﺒﻰ, ﻛﻨﻨﺪ ﻭ, ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ گاهی, ﻧﺤﻮﻩ, ﻫﺎ
چه آموختم ؟!
*آموختم که : زندگی سخت دشوار است – اما من از او سخت ترم !
*آموختم که : فرصتها هیچگاه از بین نمیروند – بلکه شخص دیگری
فرصت از دست رفته را تصاحب میکند !
*آموختم که : چشم پوشی از حقایق- واقعیت آنها را تغیر نمیدهد !
… … *آموختم که : تنها کسی که مرا در زندگی شاد میکند- کسی است که
به من میگوید : تو مرا شاد کردی !
*آموختم که : مهربان بودن بسیار مهم تر از جنگجو بودن است !
*آموختم که : خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید !
پس من نمیتوانم همه چیز را دریک روزبدست آورم !
* وبالاخره آموختم که :
سکوت قدرت بی انتهاست ، عشق نا پیدا ، هستی نا آشنا و دیدن بی انتهاست
گفتم : میری؟
گفت : آره
گفتم : منم بیام؟
گفت : جایی که من میرم جای دو نفره نه سه نفر
گفتم : برمی گردی؟
فقط خندید.
اشک توی چشمام حلقه زد
سرمو پایین انداختم
دستشو زیره چونم گذاشتو سرمو بالا آورد
گفت : میری؟
گفتم : آره
گفت : منم بیام؟
گفتم : جایی که میرم جایه یه نفره نه دو نفر
گفت : برمیگردی؟
گفتم : جایی که میرم راه برگشت نداره
من رفتم اونم رفت
ولی
اون مدتهاست که برگشته
وبا اشک چشماش
خاک مزارمو شست وشو میده…
برچسب : :, http://asheganeh.ir/ گفتم, آره گفت, آره گفتم, آورد گفت, اشک, انداختم دستشو, اونم, بالا, برمي, برميگردي؟ گفتم, برگشت, برگشته وبا, بيام؟ گفت, بيام؟ گفتم, توي, جاي, جايه, جايي, حلقه, خنديد. اشک, دو, راه, رفت ولي اون, رفتم, زد سرمو, زيره, سرمو, سه, شست, مدتهاست, مزارمو, من, منم, ميده, ميرم, ميري؟ گفت, ميري؟ گفتم, نداره من, نفر گفت, نفر گفتم, نفره, نه, وشو, يه, پايين, چشماش خاک, چشمام, چونم, که, گذاشتو, گردي؟ فقط
دسته گلی برای مادر
مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او میخواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه میکرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه میکنی؟
دختر گفت: میخواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ میخرم تا آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج میشدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: میخواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست!
مرد دیگرنمیتوانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد!
شکسپیر میگوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم میآوری، شاخه ای از آن را همین امروز بیاور
به سلامتی اولین زن شوهرداری که عاشقش شدم!
.
.
.
مادرم رو میگم!
گفته بودم که بیایی و ببینی گل نرگس پژمرد
و ببینی همه شب غرق سکوتم بی تو
ناله ام هیچ بجایی نرسید!
من پر از افسوسم
غرق سکوتم بی تو…
کنار ِ پنجره سیگار می کشید …
خسته بود ….
آنقدر خسته که یادش رفت بعد از آخرین پُک ،
سیگار را به پایین پرت کند …
نه خودش را …
دیـر آمدی باران
…
من در جــایـــی
در حجـــم نبــودن کســی خشکیـــدم . . .
داروخانه ها را بیهوده نگردید
درمان ندارد
درد را از هر سو که بخوانی درد است
آینه « نامرد » را « درمان » می کند
و درد
… همچنان درد است…
وقتی دلتنگ میشوم تو را در میان اشکهایم می بینم ولی اشکهایم را
پاک می کنم
تا کسی تو را نبیند …..
اگر امروز خواستی و نتوانستی ، که معذوری … ولی اگر روزی توانستی و نخواستی ، منتظر روزی باش که بخواهی و نتوانی
روزهــــای خـوبـی کـه در راه بـودنـد یــا ســقــط شــدنــد یــا مــرده بــه دنــیــا آمــدنــد…
همه چیز را می توان حاشا کرد ،
جز عطر آنکه دوستش می داری…
گفتی نفرین میکنی ؟
گفتم نه …فقط از خدا می خواهم که هیچ کس اندازه من دوستت نداشته باشه….
خدایا هیچ تنهایی رو اونقدر تنها نکن که به هر بی لیاقتی بگه ” عشقم . . . ! ! !
آنقدر دل اتم پر بود که با شکافتنش دنیایی لرزید ،
دل من نیز پر بود ، وقتی شکست ، سکوتی کرد که به دنیایی می ارزید
حماقت یعنی مـن
چه ساده لوحانه ” پایه ” شده بودم …
برای خیال ات
که ” تخت ” شود
لطفا برای حمایت از ما سایت ما را در سایت یا وبلاگ خود لینک کنید
برچسب : !, !!! . . . سلامتی, ", "سیگار, ., . خیال, . داروخانه, . وقتی, ..., ... دیـر, http://asheganeh.ir به, «, », ،, ، جز, ، دل, ، سیگار, ؟ گفتم, آخرین, آمدی, آمــدنــد... همه, آنقدر, آنکه, ات که, اتم, ارزید حماقت, از, است آینه, است وقتی, اشکهایم, افسوسم غرق, ام, امروز, اندازه, اولین, اونقدر, اگر, با, باران ... من, باش, باشه.... خدايا, ببینی, بجایی, بخوانی, بخواهی, برای, بعد, بــه, بـودنـد, به, بود, بودم, بي, بگه, بی, بیایی, بینم, بیهوده, تخت, تنها, تنهایی, تو, تو ناله, تو... کنار, توان, توانستی, جــایـــی در, جملات تکان دهنده, حاشا, حجـــم, حمایت, خدا, خسته, خشكیـــدم, خـوبـی, خواستی, خواهم, خود, خودش, داری گفتی, در, درد, درمان, دل, دلتنگ, دنــیــا, دنیایی, دوستت, دوستش, را, را پاک, راه, رفت, رو, روزی, زن, ساده, سایت, ســقــط, سو, سکوتم, سکوتی, شب, شدم! . . . مادرم, شده, شــدنــد, شود لطفا, شوهرداری, شکافتنش, شکست, عاشقانه, عاشقش, عشقم, عطر, غرق, فقط, كســی, لرزید, لوحانه, لياقتي, لینک, ما, معذوری, مــرده, مـن چه, من, منتظر, می, میان, میشوم, میکنی, میگم! گفته, نامرد, نبــودن, نبیند, نتوانستی, نتوانی روزهــــای, نخواستی, ندارد درد, نداشته, نرسید! من, نرگس, نفرین, نه, نکن, نگردید درمان, نیز, ها, هر, همه, همچنان, هيچ, هیچ, و, وبلاگ, ولی, ِ, پایه, پایین, پر, پرت, پنجره, پُک, پژمرد و, چیز, کرد, کس, کسی, کشید, کـه, کند, کند و, کنم تا, کنید, که, گل, یا, یادش, یعنی, یــااگر می خواهی کسی فراموشت نکنه
.
..
.
..
.
ازش پول قرض بگیر!
نظر شما در این مورد چیه؟
منبع:http://www.elahehyshargi.blogfa.com/
برچسب : ., .., ازش, اگر, این, بگیر! نظر, خواهی, در, شما, فراموشت, قرض, مورد, می, نکنه, پول, چیه؟ منبع:http://www.elahehyshargi.blogfa.com/, کسی
عید کمال دین . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت
امیر المومنین علیه السلام
بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد
عاشقانه
برچسب : ., http://asheganeh.ir/ عيد, اتمام, اعلان, السلام بر, المومنين, باد, خجسته, دين, سالروز, شيعيان, عاشقانه, عليه, نعمت, هنگامه, و, وصايت, ولايت, ولايت امير, پيروان, کمالکاش دهخدا می دانست
دلتنگی … اشک …. فاصله …. بی وفایی….
تعریفش فقط دو حرف است
………..“تـــو”…………
******************************
پیش هر تیغی سپر باید گرفت ، پیش تیغ دوست ” سر ” باید گرفت
******************************
همدیگر را دور میزنیم تا زودتر به مقصد برسیم
غافل از اینکه زمین گرد است و باز به هم خواهیم رسید . . .
******************************
تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد
یک بار قسمت کردم ، چندین برابر شد
برچسب : ., . باز, ،, از, است ...........“تـــو”............. ******************************* پیش, است., اشک, ام, اینکه, با, بار, باید, برابر, برسیم غافل, به, بی, تا, تنهایی, تیغ, تیغی, حرف, خواهیم, دانست دلتنگی, دلتنگی … اشک …. فاصله …. بی وفایی…., دهخدا, دو, دور, دوست, را, رسید, زمین, زودتر, سر, سپر, شد, فاصله, فقط, قسمت, مقصد, می, میزنیم, نخواهم, هر, هم, و, وفایی…. تعریفش, پیش, چندین, کاش, کرد یک, کردم, کسی, گرد, گرفت, گرفت ******************************* همدیگر, ”, …
بیدار شو تا ببینی امروز
خدا چه خوابی برایت دیده است!
برچسب : http://asheganeh.ir/ بیدار, است., امروز خدا, ببینی, برایت, تا, خوابی, دیده, شو, چه
●••▪· پاییز را دوست دارم ●••▪·
پاییز را دوست دارم…
بخاطر غریب و بی صدا آمدنش
بخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش
بخاطر خش خش گوش نواز برگ هایش
بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش
بخاطر رفتن و رفتن… و خیس شدن زیر باران های پاییزی
بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها
بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش
بخاطر شب های سرد و طولانی اش
بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام
بخاطر پیاده روی های شبانه ام
بخاطر بغض های سنگین انتظار
بخاطر اشک های بی صدایم
بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام
بخاطر معصومیت کودکی ام
بخاطر نشاط نوجوانی ام
بخاطر تنهایی جوانی ام
بخاطر اولین نفس هایم
بخاطر اولین گریه هایم
بخاطر اولین خنده هایم
بخاطر دوباره متولد شدن
بخاطر رسیدن به نقطه شروع سفر
بخاطر یک سال دورتر شدن از آغاز راه
بخاطر یک سال نزدیک تر شدن به پایان راه
بخاطر غریبانه و بی صدا رفتنش
پاییز را دوست دارم، بخاطر خود پاییز
و من عاشقانه پاییز را دوست دارم
دوست داشتن از عشق برتر است …
.عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
.اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سرزند بی ارزش است
و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد
عشق در غالب دلها در شکلها و رنگهای تقریبا مشابهی متجلی می شود
و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است
اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها، برخلاف
غریزه ها، هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش دارد، می توان گفت
.که به شماره هر روحی، دوست داشتنی هست
عشق جوششی یک جانبه است. به معشوق نمی اندیشد که کیست؟ یک « خود جوشی ذاتی » است
و از این رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب به سختی می لغزد و یا همواره یکجانبه می ماند
و گاه، میان دو بیگانه ناهمانند، عشقی جرقه می زند و چون در تاریکی است
و یکدیگر را نمی بینند، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن، چهره یکدیگر را
می توانند دید و در اینجا است که گاه، پس از جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق که
در چهره هم می نگرند، احساس می کنند که هم را نمی شناسند و بیگانگی و
.ناآشنایی پس از عشق – که درد کوچکی نیست – فراوان است
اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند
و از این رو است که همواره پس از آشنایی پدید می آید، و در حقیقت، در
آغاز، دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می خوانند. و پس
از « آشنا شدن » است که « خودمانی » می شوند – دو روح، نه دو نفر، که ممکن است
دو نفر با هم در عین رودربایستی ها احساس خودمانی کنند و این حالت بقدری
ظریف و فرّار است که بسادگی از زیر دست احساس و فهم می گریزد – و سپس، طعم
خویشاوندی و بوی خویشاوندی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و
آهنگ کلام یکدیگر احساس می شود و از این منزل است که ناگهان، خودبخود، دو همسفر
بچشم می بینند که به پهندشت بیکرانه مهربانی رسیده اند و آسمان صاف و بی لک
دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افقهای روشن و
پاک صمیمی « ایمان » در برابرشان باز می شود و نسیمی گرم و لطیف – همچون روح
یک معبد متروک که در محراب پنهانی آن، خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده
و زمزمه دردآلود نیایش مناره تنها و غریب آنرا به لرزه می آورد – هر لحظه
پیام الهام های تازه آسمانهای دیگر و سرزمینهای دیگر و عطر گلهای مرموز و جانبخش
بوستانهای دیگر را به همراه دارد و خود را، به مهر و عشوه ای بازیگر و شیرین
و شوخ، هر لحظه، بر سر و روی این دو می زند
عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی « فهمیدن » و « اندیشیدن » نیست
اما دوست داشتن، در اوج معراجش از سرحد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن
را نیز از زمین می کند و با خود به قله بلند اشراق می برد
عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های
دلخواه را در « دوست » می بیند و می یابد
عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق
عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن
عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد
عشق خشن است و شدید و در عین حال ناپایدار و نامطمئن و
دوست داشتن لطیف است و نرم در عین حال پایدار و سرشار اطمینان
عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر
از عشق هر چه بیشتر می نوشیم، سیراب تر می شویم
و از دوست داشتن هر چه بیشتر، تشنه تر
عشق هر چه دیرتر می پاید کهنه تر می شود و دوست داشتن نوتر
عشق نیرویی است در عاشق، که او را به معشوق می کشاند
و دوست داشتن جاذبه ای است در دوست که دوست را به دوست می برد
عشق، تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست
عشق یک اغفال بزرگ و نیرومند است تا انسان به زندگی مشغول گردد
و به روزمرگی – که طبیعت سخت آن را دوست میدارد – سرگرم شود
و دوست داشتن زاده وحشت از غربت است و خودآگاهی ترس آور آدمی دراین بیگانه بازار زشت و بیهوده
عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن
عشق غذا خوردن یک حریص گرسنه است
و
دوست داشتن « همزبانی در سرزمین بیگانه یافتن » است
عشق عشق یعنی خلوت و راز و نیاز
عشق یعنی محبت و سوز و گداز
عشق یعنی سوز بی ماوای ساز
عشق یعنی نغمه ای از روی ناز
عشق یعنی کوی ایمان و امید
عشق یعنی یک بغل یاس سپید
عشق یعنی یک ترنم از یه یار
عشق یعنی سبزی باغ و بهار
عشق یعنی لحظه دیدار یار
عشق یعنی انتهای انتظار
عشق یعنی وعده بوس و کنار
عشق یعنی یک تبسم بر لب زیبای یار
عشق یعنی حس نرم اطلسی
عشق یعنی با خدا در بی کسی
عشق یعنی همکلام بی صدا
عشق یعنی بی نهایت تا خدا
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی از فراقش سوختن
عشق یعنی سر به در اویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی بنده فرمان شدن
عشق یعنی تا ابد رسوا شدن
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست
عشق یعنی هر چه در دل آرزوست
عشق یعنی یک تیمم یک نماز
عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه
عشق یعنی یک تکیه گاه و جان پناه
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی پیش محبوبت بمیر
عشق یعنی از رضایش عمر گیر
عشق یعنی زندگی را بندگی
عشق یعنی بندگ آزادگی
