تـــو مثل دعای مادرم از ته دل می آیی

آرشیوهای برچسب: است… عزیزم

روزهای خوب باهم بودنمان گذشت …

موضوع : دسته‌بندی نشده

http://asheganeh.ir

روزهای خوب باهم بودنمان گذشت …
روزهایی که با چند خاطره تلخ و شیرین به سر رسید و
تنها یادگار از آن روزها، یک قلب شکسته برجا ماند.
روزهای شیرین عاشقی گذشت و امروز من تنهای تنهایم،
و اینک دلم هوای تو را کرده است…
دلم تنگ است برای آن لحظه های شیرین با هم بودنمان !
دلم برای گرفتن آن دستان مهربانت، بوسه بر روی گونه زیبایت تنگ شده است…
کاش دوباره آن روزهای شیرین عاشقی مان تکرار می شد، کاش دوباره
می توانستم آن صدایی که شب و روز به من آرامش میداد را بشنوم…
دلم برای آن خنده های قشنگت تنگ شده است…
تو رفتی و تنها چند خاطره که هیچگاه نمی توانم فراموش کنم بر جا گذاشتی…
خاطره هایی که یاد آن این دل عاشقم را می سوزاند…
دلم بدجور برای تو تنگ است…
برگرد! بیا تا فصه نیمه تمام عشق را با شیرینی به پایان برسانیم…
برگرد تا قصه من و تو پایانش تلخ و غم انگیز نباشد!
دلم برای لحظه های دیدار با تو تنگ شده است…
چه عاشقانه دستانم را می گرفتی و در کنارم قدم میزدی، چه
عاشقانه مرا در آغوش خود می فشردی و به من می گفتی که مرا دوست می داری!
چرا رفتی از کنارم؟
برگرد تا دوباره آن خاطره های شیرین با هم بودنمان تکرار شود…
دلم بدجور برای تو، برای حرفهایت، درد دلهایت، صدای گریه هایت تنگ شده است…
عزیزم برگرد تا دوباره جان بگیرم و منی که اینک خسته از زندگی ام نفس بگیرم…
با آمدنت مرا دوباره زنده کن و احساس را در وجودم شعله ور کن،
تا عاشقانه تر از همیشه از تو و آن عشق پاکت بنویسم…
عزیزم برگرد تا دوباره جان بگیرم،
و منی که اینک خسته از زندگی ام نفس بگیرم

ادامه مطلب را مشاهده کنید
تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "عاشقانه" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز