تمام دنیا را گشته ام کنار تو اما , دنیای دیگریست

آرشیوهای برچسب: حرف

کسی هست که براش این چیزا مهم باشه؟؟؟

موضوع : متن عاشقانه

http://asheganeh.ir

همه میگن عاشق سادگین اما وقتی تو ساده ای هیچ کس عاشقت نمیشه!!!!!!
همه میگن عاشق بارونن اما روزای بارونی همه چتر دستشونه..!!!!

همه میگن عاشق مهربونین اما مهربونا همیشه قلبشون بیشتر از همه میشکنه..!!

آدمها چقدر حرف میزنن

و چقدر بر خلاف حرفهاشون عمل میکنن..!!

من نگران آدم بودنم هستم..

من نگران دلهایی هستم که دوستشون دارم..

تا حالا چند بار شکوندمشون؟؟؟؟؟؟

من نگران بچه هایی هستم که قدم به دنیای آدم بودن میذارن…

قراره اونها هم مثله ماها بشن؟؟!!!!

کسی جواب این سوالو میدونه؟

کسی هست که براش این چیزا مهم باشه؟؟؟

کسی هست آیا………

ازشرط وارد شدن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست…

ادامه مطلب را مشاهده کنید

مرد خوب…

موضوع : متن عاشقانه

http://asheganeh.ir/

مرد خوب…
باید لا اقل یک قصه آرام بلد باشد…
برای وقتهایی که عشقش بیقراره و نمیخواد از بی قراریهاش حرف بزنه…
برای وقتهای که عشقش لج کنه…
بهانه میگیره
بغض میکنه…
قهر میکنه…
برای وقتهایی که عشقش بچه میشه…

ادامه مطلب را مشاهده کنید

خیلی وقت ها زودتر از چیزی که فکرشو می کنیم دیر میشه ….

موضوع : جملات زیبا,متن عاشقانه

http://asheganeh.ir/

مامان: ول کن اون کامپیوتر رو بیا با هم حرف بزنیم ،

مامان:عکس بندازیم …..

مامان:غذا درست کنیم …..

مامان:من چند سال بیشتر نیستما،

مامان:اما این کامپیوتر سال به سال نوترش میاد تو بازار،

  فرزند:ولم کن مامان……!!!

فرزند:تو هم که بلدی همش از این حرف ها بزنی،

مامان:از من گفتن بود …..
.
.
.

خیلی وقت ها زودتر از چیزی که فکرشو می کنیم دیر میشه ….

ادامه مطلب را مشاهده کنید

من آرامم تو باور کن….

موضوع : متن عاشقانه

 

 

http://asheganeh.ir/

من آرامم تو باور کن….
بدون بغض تو سینه/ بدون حرف/ بی کینه
من آرامم، شبیه مرغ عشقی جفت نادیده
شبیه رهگذر ،های خوابیده
بدون ِ قطره ی شوری در این چشمان ِ غم دیده

من آرامم تو باور کن….
من آرامم در این طوفان
در این مواجیِ دریا/ در این امواج بی سامان
که بر آرامی ِ جسمم/ که بر آرامی ِ روحم
کماکان موج می کوبند

من آرامم، همین لحظه/ همین حالا
بدون ِ درد و بی احساس، بدون ِ هیچ زندانی
شبیه ماهیِ آزاد
من آزادم ،تو باور کن

من آرامم…..
در این دریا، در این امواج
تو باور کن….

تو بــــــــــــــاورکن که آن ساحل برای ردپاهایم
برای من، نه مامن گاه ِ امنی بود
نه آرامش به من میداد
نه،آن ساحل احساس را می کشت
فقط صخره، فقط میله…
تو باور کن برای ماهی ِ آزاد آن ساحل
فقط احساس ِ مردن داشت
تو باور کن که آرامم، همین جا توی این دریا
همین حالا من آن ماهی ِ آزادم
کماکان سرد،کماکان بی تپش، بی نبض
……

پ.ن: دریا، دریا به ساحل نیا
اینجا کسی به احترام زلالی ات کلاه از سر بر نمی دارد….

 

 

ادامه مطلب را مشاهده کنید
تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "عاشقانه" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز