وقتی تو با منی , ترافیک میتونه بهترین مکث دنیا باشه

آرشیوهای برچسب: خدا،

سخنان آلبرت انیشتن

موضوع : دسته‌بندی نشده

 

http://reference.shikblog.ir/

* «در برابر یک قدرت متشکل و منظم،فقط یک قدرت متشکل و منظم تاب مقاومت دارد!»آلبرت انیشتن

* «این دیگر چه معمایی است که هیچکس مرا درک نمیکند ولی همگان مرا می پذیرند!»آلبرت انیشتن

بقیه در ادامــــــــــه مـــــــطــــــــــلــــــــــــــــــــــــــــــــــب

ادامه مطلب را مشاهده کنید

جملات زیبا و عارفانه

موضوع : جملات زیبا,جملات عارفانه,جملات عاشقانه,حرف های دل,متن عاشقانه

http://asheganeh.ir/

خندیدن خوب است , قهقهه عالی است, گریستن آدم را آرام می کند, اما…لعنت بر بغض….

او در شعرش از برهنگی گفت

برهنگی منجر به رابطه می شود

رابطه معمولا نا مشروع است

رابطه نا مشروع حرام است

شعر او را سنگسار کنید… 😐

اگر روزی تهدیدت کردنددان در برابرت ناتوانند
اگر روزی خیانت دیدی.بدان قیمتت بالاست
اگر روزی ترکت کردند.بدان با تو بودن لیاقت می خواهد

آرزو دارم:خورشید، رهایت نکند
غم، صدایت نکند
ظلمت شام، سیاهت نکند
و تو را از دل آنکس که دلت در تن اوست حضرت دوست جدایت نکند…

هستن کسانی که آرزوی زمین خوردن ما را دارند,
و ما همچنان با انگشت شصتمان پذیرای آنان هستیم..!

پرچم دهه شصتیا بالاست که میگم….

صبوری با خانواده عشق است،
صبوری با دیگران احترام است،
صبوری با خود اعتماد به نفس است و
صبوری در راه خدا، ایمان است.

زندگی کن و لبخند بزن به خاطر آنهایی که با لبخندت زندگی می کنن…
از نفست ارام می گیرند و به امیدت زنده هستند.
و با یادت خاطره می سازند.
نمیدانم در زندگیت بهترین چگونه معنا میشود …. من همان بهترین را برایت آرزومندم….

این دست هم
حکم
حکم تو
فقط بازی با دلم را
تمام کن …..!

دلت قصه نمی خواهد؟؟
سه تار از درد دل های تو میگوید
سه تار در انتظار توست
یکی بود .
یکی بد جوری نبود…….

به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از ان خارج میشد
به من گفت:نرو که بن بسته!
گوش نکردم ، رفتم
وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم
پیر شده بودم . . .

گاه در تک تک ذرات وجودم….
نبودنت را حس میکنم….. نبودنی که مردن را آرزو میکند….
نبودنی که دنیا را برایم بی ارزش که نه, غیر قابل تحمل می کند…..
کاش میتوانستم بدی هایت را به دل بگیرم ….
کاش میتوانستم متنفر باشم….

گفتی چو خورشید زنم سوی تو پر
چون ماه شبی میکنم از پنجره سر
اندوه که خورشید شدی تنگ غروب
افسوس که مهتاب شدی وقت سحر

مرا اینگونه باور کن
کمی خسته کمی تنها
کمی مغرور کمی بی کس ٬
کمی گستاخ
کمی سرخوش
کمی………
نمیدانم
……….
کمی باور کردنم سخته

شب را دوستـــ ــ ـ دارم …!

چرا که در تاریکـــ ـی ..

چهره ها مشخــــــ ـص نیست !!

و هر لحظــــــــ ـه ..

این امیـــــ ـد ..

در درونــــــ ــم ریشه می زند …

که آمده ای ..

ولی من ندیده ام!

تقدیم به همه دوستای عزیزم…

ادامه مطلب را مشاهده کنید

وصف زندگی

موضوع : شعر عاشقانه

http://asheganeh.ir/

شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ!!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.

سهراب سپهری

ادامه مطلب را مشاهده کنید

زندگی یعنی چه ؟؟

موضوع : متن عاشقانه

www.asheganeh.ir
شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد،  به آرامش زیبای یقین
با خودم می گفتم :
زندگی،  راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ!!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.
سهراب سپهری
ادامه مطلب را مشاهده کنید
تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "عاشقانه" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز