دلگریم از کسی که مرا غرق خودش کرد اما نجات نداد

آرشیوهای برچسب: غروب

مسیحا برزگر

موضوع : دسته‌بندی نشده

 

 قسم به پرستو
ان گاه که جفتش میمیرد
و تنها به آشیانه باز میگردد
چه غروب غریبی!
قسم به کرم شب تاب
ان گاه که از پیله بیرن می آید
و با نسیم هم آغوش می شود
چه پروازی!
قسم به خورشید
آنگاه که تو بر آن میتابی
چه تلالویی!
قسم به همه دانه ها
ان گاه که در خاک میمیرند
و در نور متولد میشوند
چه رستاخیزی!
قسم به ساقه ای که در باد میشکند
ان گاه که از ایشان جز خاکستری برجای نمی ماند
قسم به تمامی آیینه ها
ان گاه که در برابر آب قرار میگیرند
قسم به لطافت قسم
میدانم
که میدانی
دوستت دارم. مسیحا برزگر

 بقیه در ادامــــــــــه مـــــــطــــــــــلــــــــــــــــــــــــــــــــــب

ادامه مطلب را مشاهده کنید

سخنان فرانسیس بیکن

موضوع : دسته‌بندی نشده

 

http://reference.shikblog.ir/
فیلسوف بریتانیایی
عطر گلها زمانی که در باغچه هستند، لذت بخش تر است، تا زمانی که آنها را می چینی.فرانسیس بیکن
 بد گمانی در افکار انسان مانند خفاش در میان پرندگان است که همیشه در سپیده دم یا هنگام غروب که نور و ظلمت به هم آمیخته است بال فشانی می کند.فرانسیس بیکن
 بقیه در ادامــــــــــه مـــــــطــــــــــلــــــــــــــــــــــــــــــــــب
ادامه مطلب را مشاهده کنید

سخنان افلاطون

موضوع : دسته‌بندی نشده

فیلسوف یونانی

 

وبلاگ جملات حکیمانه

آنچه شایسته نیست به آرزو مخواه،و بدان که انتقام  خدا از بنده، به خشمِ بی رحمانه و بی حرمتی و سرزنش نبـُود،بلکه به متحول کردن و ادب کردن از فرط  عشق باشد. افلاطون

 

در جهان یگانه مایه نیکبختی انسان محبت است. افلاطون

بقیه در ادامــــــــــه مـــــــطــــــــــلــــــــــــــــــــــــــــــــــب

ادامه مطلب را مشاهده کنید

سرده….

موضوع : متن عاشقانه

http://asheganeh.ir/

سلام

امروز خیلی دلتنگم

نمیدونم چقدر دیگه باید التماسش کنم تا بیاد ببینمش

داره میشه یک ماه…

انگار یکی مدام داره این جمله ها رو تو ذهنم تکرار میکنه

خیال نکن

اگر برای کسی

تمام شدی

امیدی هست

خورشید

از آنجا که غروب میکند

طلوع نمی کند….

دارم غروب بی طلوعمو احساس میکنم

سرده….

خیلی سرده….

ادامه مطلب را مشاهده کنید

میدانم که نمیدانی …..

موضوع : متن عاشقانه

http://asheganeh.ir/

http://asheganeh.ir/

همیشه و هر گاه دلتنگت میشوم ، مینشینم در گوشه ای و اشک

میریزم آن لحظه آرزو میکنم که باشی در کنارم ، بنشینی

 بر روی پاهایم و آهسته در گوشم بگویی که دوستت دارم

کاش بیاید آن روز ، کاش تبدیل شود به حقیقت آن آرزو ،

تا لبخند عاشقی بر روی لبانم بنشیند ،  

تا کی دلم در غم دوری ات، به انتظار بنشیند!

ببین خورشید را ، در حال غروب است نمیدانم ،

میدانی اینجا که نشسته ام چقدر سوت و کور است !؟

نیستی اینجا که اینگونه سرد و بی روح است ، نیستی

 در کنارم که دلم تنها و پر از غصه، در این لحظه ی غروب است

هیچ است این دل بی تو ،تمام است لحظه های شادی بی تو ،

بگیر دست مرا با آن دستان گرم و مهربانت،  

به تو نیاز دارم همیشه و همه جا ، به آن دل مهربانت .

ادامه مطلب را مشاهده کنید
تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "عاشقانه" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز