دلگریم از کسی که مرا غرق خودش کرد اما نجات نداد

آرشیوهای برچسب: موج

من آرامم تو باور کن….

موضوع : متن عاشقانه

 

 

http://asheganeh.ir/

من آرامم تو باور کن….
بدون بغض تو سینه/ بدون حرف/ بی کینه
من آرامم، شبیه مرغ عشقی جفت نادیده
شبیه رهگذر ،های خوابیده
بدون ِ قطره ی شوری در این چشمان ِ غم دیده

من آرامم تو باور کن….
من آرامم در این طوفان
در این مواجیِ دریا/ در این امواج بی سامان
که بر آرامی ِ جسمم/ که بر آرامی ِ روحم
کماکان موج می کوبند

من آرامم، همین لحظه/ همین حالا
بدون ِ درد و بی احساس، بدون ِ هیچ زندانی
شبیه ماهیِ آزاد
من آزادم ،تو باور کن

من آرامم…..
در این دریا، در این امواج
تو باور کن….

تو بــــــــــــــاورکن که آن ساحل برای ردپاهایم
برای من، نه مامن گاه ِ امنی بود
نه آرامش به من میداد
نه،آن ساحل احساس را می کشت
فقط صخره، فقط میله…
تو باور کن برای ماهی ِ آزاد آن ساحل
فقط احساس ِ مردن داشت
تو باور کن که آرامم، همین جا توی این دریا
همین حالا من آن ماهی ِ آزادم
کماکان سرد،کماکان بی تپش، بی نبض
……

پ.ن: دریا، دریا به ساحل نیا
اینجا کسی به احترام زلالی ات کلاه از سر بر نمی دارد….

 

 

ادامه مطلب را مشاهده کنید

بامداد آمد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

موضوع : متن عاشقانه

http://asheganeh.ir/

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای

منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم

منم من، سنگ تیپاخورده ی رنجور

منم، دشنام پست آفرینش، نغمه ی ناجور

نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم

حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

تگرگی نیست، مرگی نیست

صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم

حسابت را کنار جام بگذارم

چه می گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد ؟

ادامه مطلب را مشاهده کنید

معجزه احساس

موضوع : متن عاشقانه

http:/www.asheganeh.ir

تو معجعزه ی احساسی…

در موج به هم خوردن بی حضوری من

در میان امواج شرجی سرنوشتم…

تو فریادی…

من صدای بغض ضربان سکوت دردیار نا آشنای شب

من شب نشین با ستاره ها به دور از هیاهو

ایوان مملو از نا امیدی های تکراری

هر روزه چشم به راه نشسته ام نازنین…

در فارغ غریبانه تو انگار نگاهم در میان احساسم در هم شکست

و من…

در برابر شوق این فرات کهنه ایستاده ام

تا دریابم تو را …

در میان ازدهام بغض ها وگلایه های تکراری

تو ای معجزه ی احساس من…

بی تو فانوسی از لبخند های خاموشم در کنج غربت ویرانه این روزگار نامعلوم در همه ی وجودم قصه ی تاریکی ست…

در حجم سنگین نبودنت انگار کسی میمیرد و هیچ کس نمی ماند

با این اوصاف…

در این ارتفاع لبالب نا امیدی…

در جایی که فصل سقوط دستانم است…

برگرد..

ادامه مطلب را مشاهده کنید
تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "عاشقانه" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز