صبحی که شروعش با توست ,خورشید دیگر اضافیست !

آرشیوهای برچسب: نازنینم

ای خدا

موضوع : عشق خدا,متن عاشقانه

www.asheganeh.ir

ای خدا

جانم خدا

بنشین کنارم

بگیر دست مرا

تا جان بگیرم

تو را من با دلم آغشته کرده

زعشق و امید با دلم همخانه کرده

ای عزیزم

بخوان آواز عشقی در کنارم نازنینم

پروردگارم

تو کجایی تا ببینی ظالمان در ظالمی استاد گشتند

من در پی ات هر روز و شب دیوانه گشتم

ای عزیز مهربانم روی تو زیباترینم من تو را پیدا کنم  درسجده گاهم  در دلم در دیده هایم

خوب من اشکم ببین دل تنگ تنگم

گر تو را نامی بنامم از همه خوبی دنیا تنها تو هستی عشقی وفادار

ای خدایم نازنینم در برم بنشین کنارم

عاشقم ای مهربانم ای رفیق ماندگارم

عاشقم ای مهربانم ای رفیق ماندگارم….

 

ادامه مطلب را مشاهده کنید

شعرهای عاشقانه خاطره حیدری زاده

موضوع : شعر عاشقانه

http://asheganeh.ir

 

مثه خوابی…مثه رویا
مثه آرامش دریا
مثه آسمون آبی
آرومی وقتی که خوابی
مثه پروانه نجیبی
تو یه رویای عجیبی
مثه یاسای تو باغچه
مثه آینه تو تاغچه
مثه چشمه ی زلالی
انگاری خواب و خیالی.
.
.
.
بی تو من موندم و رویا
خسته از تموم دنیا
یه دل تنگ شکسته
دو تا چشم خیس خسته
روزا تب دار شبا بیدار
یه تن خسته بیمار
مثه یه مرده سر دار
از خودم از همه بیزار
له له لحظه دیدار
بینمون دیوارو دیوار

 

http://up.persianrank.ir/images/02722332136052115952.gif

من حسودی میکنم

به تموم چشمایی که یه روزی تو رو میببینن

از تو باغچه نگاهت گلای نرگس میچینن

به همون تکه زمینی که قدمهاتو میذاری

به تموم دستهایی که دستتو یه روز میگیرن

به گلای نرگسی که عطر و بوی تو رو دارن

به بال فرشته هایی که زیر پاهات میذارن

به همون لحظه نابی که بالاخره میآیی

نازنینم نازنینم تو کدوم جمعه میآیی

 

 

http://asheganeh.ir/wp-content/uploads/27716617770665616928.gif

 

ادامه مطلب را مشاهده کنید

بنویس مهلت موندن یه نفس بود …

موضوع : جملات عاشقانه,حرف های دل

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ

به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدانگهدار

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

من که تو بن بست غربت زخمی از آوار پاییز

فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز

شب عاشقونه ی من چه حروم شد

مهلت بودن با تو چه تموم شد

ندونستم باید از تو می گذشتم

وقتی از غربت چشمات می نوشتم

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

ادامه مطلب را مشاهده کنید
تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "عاشقانه" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز