gif;base64,R0lGODlhAQABAAAAACH5BAEKAAEALAAAAAABAAEAAAICTAEAOw== - سخنان فردریش نیچه

 دشمنان خود را دوست بدارید ، زیرا بهترین جنبه های شما را به نمایش میگذارند. فردریش نیچه

سیاستمدار انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: ابزار و دشمن. یعنی فقط یک طبقه را می‌شناسند و آن هم دشمن است. فردریش نیچه

بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید . فردریش نیچه

 بقیه در ادامــــــــــه مـــــــطــــــــــلــــــــــــــــــــــــــــــــــب

  • 8 جولای 2012
ادامه مطلب

6m247gzis7tptfpp6tnd - اس ام اس های عاشقانه سری دوم

 تو را در عین دوری دوست دارم ٬ تو را با این صبوری دوست دارم

گل نرگس ٬ گل جاوید ایام ٬ تو را صد سال نوری دوست دارم . . .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سنگ در برکه می اندزمو می پندارم, با همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد,

کی به اندختان سنگ پیاپی در آب, ماه را میشود از حافظه‌ی آب گرفت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر ۶۰ ثانیه فرصت داشته باشی باهام حرف بزنی ٬

و بدونی که دیگه هرگز منو نمیبینی بهم چی میگی !؟

منتظز جوابم . . .

gif;base64,R0lGODlhAQABAAAAACH5BAEKAAEALAAAAAABAAEAAAICTAEAOw== - اس ام اس های عاشقانه سری دوم

  • 1 اکتبر 2011
ادامه مطلب

کیستی که من

این گونه

با اعتماد

نام خود را با تو میگویم

کلید خانه ام را

در دستت میگذارم

نان شادی هایم را

با تو قسمت میکنم

به کنارت می نشینم و

بر زانوی تو

این چنین آرام

به خواب می روم ؟

کیستی که من

اینگونه به جد

در دیار رویا های خویش

با تو درنگ میکنم ؟

 

هی….”تو”

با توام…”تو”

خود خود “تو”

تو که تمام ضمیرهای “-ِت”را به انحصار خودَت کشانده ای و عشق این و آن را به جان میخری

و عــــــــــــــــشـــــــ ق میکنی …

میشوی بهانه ی شعر های این و بهانه ی اشک های آن …

غزل غزل پیش میروی و تمام زیبایی های عالم را بنام خود مهر میزنی…

یک شب رقیب ماه شب چهاردهی و یک شب لطافت گل هارا مصادره میکنی….

یک دم نسیم بهار میشوی و یک دم ترنم باران

…یک نفس نجابت تاجیکی و یک نگاه الهه ی زیبایی….

یکی از تو جام می میطلبد و یکی لعل لب….یکی به خاطر تو بیستون میکند و یکی جان میدهد…

کیستی که هرشب معشوقه ی یک شاعر میشوی و استعاره ،استعاره،بیت هایش را شاه بیت میکنی….

کیستی که سیاهی چشم و شب موهایت شعر نازک خیالان را روشن میکند…

آنچنان که از تلخی هایت هم شیرین میسرایند؟!

با “تو”ام….”تو”یی که “نیما” هنوز “من چشم در راهم “را برایت زمزمه میکند…

“تو”یی که حافظ با آن همه وقارش هنوز برایت میخواند:

…ای پسته ی “تو”خنده زده بر حدیث قند/محتاجم از برای خدا یک شکر بخند …

با “تو”ام….ای مخاطب زمینی تمام غزل های خیس…

یک بیت ایهام میشوی و عاشق بیچاره را در ابهام کلمات غرق میکنی…

…یک مصرع تلمیح میشوی و تمام عاشقانت را به رخ شاعر میکشی….

یک آرایه کنایه میشوی و به دل زخم خورده اش نمک میپاشی…

…یک واژه تضاد میشوی و شاعر را به اشکی غرق لبخند مینشانی…

“تو”ای که تمام غزل سرایان عاشقانه برایت غزل میسرایند….

غزل های من “تو” ندارد….

میگویند غزل های بی “تو”غزل نیست….

اگر زحمت نیست…گاه گاهی به دل من هم سری بزن….

گاهی ایهام و تلمیح و استعاره های مرا هم هرس کن….

دستی به روی واژه های بی “تو”ام بکش….

کمی “تو”کنار “من”هایم بگذار…

“تو” بگذار

شاید “من” هم عاشق شدم…..

Age Donyaro behem Bedan - ....تو....

اگر شبی فانوس نفسهای من خاموش شد ،

اگر به حجله آشنایی ،

برخوردی و عده ای به تو گفتند ،

کبوترت در حسرت پرکشیدن پر پر زد !

تو حرفشان را باور نکن !

تمام این سالها کنارمن بودی !

کنار دلتنگی دفاترم !

درگلدان چینی


 
 
ta abad3 - ....تو.... 

تو کجایی سهراب؟

آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند…

وای سهراب کجایی آخر؟…

زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند !

تو کجایی سهراب؟

که همین نزدیکی عشق را دار زدند,

همه جا سایه ی دیوار زدن !

وای سهراب دلم را کشتند

 

 

 

 

 

  • 25 می 2011
ادامه مطلب

ای قاصدک عشق ز معشوقم چه خبر / ای سفیر هرچه مسافر ز معشوقم چه خبر / گر بدیدی رخ زیبای معشوقه ی من / خبرش کن ز احوال دل غم زده ی من .

عکس تو ، رو طاقچه ی قلب منه / بهترین خاطره ی عمر منه / دل اگه بخواد بیفته بشکنه / عکستو طوری گذاشتم نشکنه .

آسمان جای عجیبیست نمیدانستیم / عاشقی کار غریبیست نمیدانستیم / عمر مدیون نفس نیست نمیدانستیم / عشق کار همه کس نیست نمیدانستیم .

ما زاده شده ایم که دوست بداریم کسانی که بر قلبمان زخم ایجاد نمودند .

هر آنکه از رفاقت دم میزند / ولی ناخودآگاه از خیانت دم میزند .

بچه که بودیم ، بچه بودیم ، بزرگ که شدیم ، بزرگ که نشدیم هیچ ، دیگه همون بچه هم نیستیم ، برای عشق پاک بچه گی هایم دلم تنگ است .

لای خاطرات تلخم یاد تو همیشه شیرین / تا ابد فکر تو هستم نازنین رفیق دیرین .

اگر نمک باعث شوریست عجب است که یار من این همه نمک دارد و شیرین است !

چرا غم ها نمی دانند که من غمگین ترین غمگین شهرم ، بیا هی دوست با من باش که من تنهاترین تنهای شهرم .

چه می شد دستانم به دستانت گره می شد / چه می شد آغوشم در آغوش خوش تو جا می شد / چه می شد اشک هایم با لبخندت یکی می شد / چه می شد بوسه هایم بر گونه های سرخت جاری می شد / چه می شد گل هایی را که هدیه دادم / در قلب تو سبد سبد عشق می شد .

  • 15 ژوئن 2010
ادامه مطلب