asheganeh.ir 31 - پاییز، بمان کجا می روی؟ من هنوز دلتنگم

پاییز بمان
کجا می روی؟
من هنوز دلتنگم
هنوز دستهایش را نگرفته ام/
پاییز بمان
قول داده بود
تا تو نرفته ای برگردد
قول داده بود
زردی برگها را
زیر پایمان حس کنیم/
پاییز بمان
وقت رفتن نیست
من هنوز نگفته ام دوستش دارم!/
پاییز بمان
زمستان که بیاید و
گرمِ دستانش نباشد
سرما امانم نمی دهد/
پاییز بمان
هنوز بر نگشته است
هنوز جایش خالیست
هنوز منتظرم/
پاییز بمان
می ترسم تا ابد در زمستان دفن شوم…

  • 21 دسامبر 2012
ادامه مطلب

qfk36ry4f6bhjl8ilnmw - لبــــــــخند مصنوعـی

همیشه هم قافیه بودند…سیب و فریب…

حتی زمانی که هیچ کس شعری نگفته بود…

و حالا که همه شعر میگویید،

همه با هم میگوییم:سیـــب…

و دوربین های عکاسی را فـــ ـریـ ـب میدهیم…

تا پنهان کنیم آن اندوه موروثی را پشت این

لبخند مصنوعـ ـی

  • 23 آگوست 2012
ادامه مطلب

کاش بودی تا دلم تنها نبود

اسیر غصه ی فردا نبود

کاش بودی تا برای قلب من

زندگی اینگونه بی معنا نبود

کاش بودی تا لبان سرد من

قصه گوی قصه ی فردا نبود

کاش بودی تا نگاه خسته ام

بی خبر از موج و دریا نبود

کاش بودی تا زمستان دلم

این چنین پر سوز و پر سرما نبود

کاش بودی تا فقط باور کنی

بعد تو زندگی زیبا نبود

کاش پرستوها دیکه شهرمونو ترک نکنن

کاشکی فصل عاشقی تو شهر ما کوتاه نبود

کاش کتاب قصه لیلی و مجنون نمی‌سوخت

کاشکی عشق قربونی توی خیابونا نبود

کاش میشد خاطره را تصویر کرد

کاش میشد لحظه ها را در ظرفی بلورین جمع کرد و هر وقت می خواستیم بیرونشان

میکشیدیم و به نظاره مینشستیم

کاش میشد خاطره ها را در کوزه ای محکم ریخت و بر دوش کشید و برای رفع عطش

مهربانی جرعه ای از آن برکشید

کاش میشد دریچه ای باز کرد به لحظه های خوش خاطره و درونش جهید و زندگی را

از آن شروع کرد

 

gif;base64,R0lGODlhAQABAAAAACH5BAEKAAEALAAAAAABAAEAAAICTAEAOw== - كاش بودی ...

 

  • 22 آوریل 2011
ادامه مطلب

kash - اسمتو ببخش به لبهام
http://asheganeh.ir



پس از آن غروب رفتن

اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر
تو بیا شروع من باش


***


شبو از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای
گریه های آخر من

***

اسمتو ببخش به لبهام
بی تو خالیه نفسهام
قد بکش تو باور من
زیر سایه بون دستام


خواب سبز رازقی باش
عاشق همیشگی باش
خسته ام از تلخی شب
تو طلوع زندگی باش

***

من پر از حرف سکوتم
خالیم رو به سقوطم
بی تو و آبی عشقت
تشنه ام کویر لوتم

***

نمیخوام آشفته باشم
آرزوی خفته باشم
تو نـذار آخـر قصه
حرفـمو نگفته باشم

***

 

  • 22 آوریل 2011
ادامه مطلب

من چیستم ؟

افسانه ای خموش در‌ آغوش صد فریب

گرد فریب خورده ای از عشوه نسیم

خشمی که خفته در پس هر درد خنده ای

رازی نهفته در دل شب های جنگلی

.

من چیستم ؟

فریادهای خشم به زنجیر بسته ای …

بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

زهری چکیده از بن دندان صد امید

دشنام پست قحبه ی بدکار روزگار

.

من چیستم ؟

بر جا ز کاروان سبک بار آرزو

خاکستری به راه

گم کرده مرغ دربه دری راه آشیان

اندر شب سیاه

.

من چیستم ؟

یک لکه ای زننگ به دامان زندگی

و زننگ زندگانی آلوده دامنی

یک ضحبه ی شکسته به حلقوم بی کسی

راز نگفته ای و سرود نخوانده ای

.

من چیستم ؟

.

من چیستم ؟

لبخند پر ملامت پاییزی غروب

در جستجوی شب

یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات

گمنام و بی نشان

در آرزوی سرزدن آفتاب مرگ

 

  • 31 مارس 2011
ادامه مطلب