دلگریم از کسی که مرا غرق خودش کرد اما نجات نداد

آرشیوهای برچسب: چيزهاي

سخنان کنفسیوس

موضوع : دسته‌بندی نشده

 

http://reference.shikblog.ir/

ثروت و افتخاری که از راه نا مشروع به دست امده مانند ابری زودگذر است.کنفسیوس

آماده شدن برای دستگیری از پیران و وفاداری نسبت به دوستان و مهر ورزیدن به مردم آرزو من است. کنفسیوس

شرافتمند هر چه را می خواهد در خود میجوید و دون و فرمایه در دیگران!کنفسیوس

 بقیه در ادامــــــــــه مـــــــطــــــــــلــــــــــــــــــــــــــــــــــب

 

ادامه مطلب را مشاهده کنید

سخنان امام سجاد

موضوع : دسته‌بندی نشده

http://reference.shikblog.ir/

انسان باید متوجه این واقعیت‏باشد که نوع معاشرت با همسایگان، در روح و روانش اثر مى‏گذارد. امام سجاد (َع)

سروران مردم در دنیا، سخاوتمندان و در آخرت، پرهیزگاران هستند.امام سجاد (َع)

بد برادرى است که در وقت توانگرى به تو توجه دارد و در وقت نیازمندى از تو مى‏برد .امام سجاد (َع)

بقیه در ادامــــــــــه مـــــــطــــــــــلــــــــــــــــــــــــــــــــــب

ادامه مطلب را مشاهده کنید

سخنان آلبرت انیشتن

موضوع : دسته‌بندی نشده

 

http://reference.shikblog.ir/

* «در برابر یک قدرت متشکل و منظم،فقط یک قدرت متشکل و منظم تاب مقاومت دارد!»آلبرت انیشتن

* «این دیگر چه معمایی است که هیچکس مرا درک نمیکند ولی همگان مرا می پذیرند!»آلبرت انیشتن

بقیه در ادامــــــــــه مـــــــطــــــــــلــــــــــــــــــــــــــــــــــب

ادامه مطلب را مشاهده کنید

حرفهای عاشقانه

موضوع : جملات عاشقانه,مطالب جالب و آموزنده

حرفهای عاشقانه http://asheganeh.ir

1- تنها از هم صحبتی با نامزدتان لذت ببرید. این موضوع قاعده ای اساسی در روابط عاشقانه است

2- همیشه عاشق و معشوق هم باشید

3- در عوض اینکه تصور کنید هر آنچه شما فکر می کنید عاشقانه است بیاموزید که تصور کنید آنچه  همسرتان در ذهن می پروراند عقاید عاشقانه هستند.

بقیه در ادامه ی مطلب

ادامه مطلب را مشاهده کنید

نامه از یک عاشق دل سوخته

موضوع : نامه ی عاشقانه

سلام عشخ من .
لاستشو بخای من نمی دونم این عشخ من یعنی چی ولی وقتایی که بابایی میخاد مامانی لو خَل کنه بهش میگه عشخ من .

ولی من نمی خوام تو لو خَل کنم . فقط می خاستم بهت بگم اون علوسکی که یه پا نداله و موهاشم سوخته .. کال من بود .
باول کن نمی خواستم اونجولی بشه ولی دلم می خواست بدونم توی دل علوسکت چی داله . اخه اون لوزی یه بع بعی رو مرده کردن و اون آقاهه بده که خیلی چاقالو بود با یه چاقو دل بع بعی رو پاله کلد و یه چیزهای دلازی لو از تو دلش دل آولد . منم از مامانی پُلسیدم ، گفت تو دل همه از این طنافای دلاز داله .. بعدش که پای علوسکت لو کندم دیدم تو دلش هیچی نیست .
لاجع به موهاشم فقط یک کلبیت زدم .. همه اش یه دونه …نمیدونم چطولی همه اش گُل گِلِفت و سوخت .
علان هم تو دلم اندازه انگشتای دستم و دستای تو و حسن و لضا غصه دالم که چلا عروسکت رو خلاب کلدم . و تو حالا علوسک ندالی . ولی قول میدم وقتی بزلگ بشم ، قد عباس آقای گوشت فلوش … بلات یک علوسکی بخلم که بخنده و لاه بله .

علان که این نامه رو بلات نوشتم حالم خیلی بهتَل شد و حالا که فکلشو می کنم می بینم علوسکت خیلی زشت بود و خیلی خوب شد که اونو سوزوندم و لنگش لو کندم . تازه حقت بود چون اون لوزی به من از پفکت ندادی ولی به حسن دادی .

خیلی خوب کالی کلدم و بزلگ هم که بشم بلات علوسک نمی خلم دختل لوس عرعرو .
اصلا قهل قهل تا لوز قیامت

ادامه مطلب را مشاهده کنید
تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "عاشقانه" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز