جهان که فاصله ای نیست ! تا ماه پیاده میروم اگر آنجا خانه ات باشد …

آرشیوهای برچسب: dastanhaye

بگذار با چشمهای تو ببینم …

موضوع : متن عاشقانه

بگذار با چشمهای تو ببینم
بگذار در نگاه تو ذوب شوم
بگذار در زیر باران
شانه به شانه ات قدم زنم
و تو برایم از آرزوهایت ترانه بسرایی
بگذار به قداست عشقمان کوچک شوم
وقتی با تو به پرواز شاپرکهای کنار برکه نگاه میکنم
می خندم
بگذار شبها رو به ستاره ها خاطرات شیرینمان را شماره کنیم
بگذار همیشه در ذهنم مثل نگاه اول مهربان و پاک باشی
بگذار نامم چون شاه کلیدی بر درگاه قلبت همیشگی باشد
بگذار نگاهمان نه به هوس
که به عشق … آن هم عشقی آسمانی در هم گره بخورد
بگذار دلم برای تو باشد
بگذار دلت …
حالم را بپرسد
بگذار قلبم برای تو بتپد
بگذار آرزوهایم با تو باشد
برای تو …
به خاطر تو …
بگذار خیال کنم دوستم داری و از این خیال
شب ها تا سپیدی روز با ستاره ها باشم
بگذار از دوریت بگریم
بگذار از دوریت بگریم

 

ادامه مطلب را مشاهده کنید

ایستگاه خدا …

موضوع : داستان,عشق خدا

ایستگاه خدا

 

 

قطاری که به مقصد خدا می رفت در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهانیان کرد و گفت : مقصد ما خداست ، کیست که با ما سفر کند ؟

کیست که رنج و عشق رو با هم بخواهد ؟

کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟

قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند ، از جهان تا خدا هزاران ایستگاه بود . در هر ایستگاه که قطار می ایستاد ، کسی کم می شد ، قطار می گذشت و سبک می شد ، زیرا سبکی قانون راه خداست .

قطاری که به مقصد خدا می رفت ، به ایستگاه بهشت رسید ، پیامبر گفت : اینجا بهشت است ، مسافران بهشتی پیاده شوند ، اما اینجا ایستگاه آخر نیست .

مسافرانی که پیاده شدند بهشتی شدند ، اما اندکی باز هم ماندند ، قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند . آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : درود بر شما ، راز من همین بود ، آن که مرا میخواهد ، در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد …

و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید دیگر نه قطاری بود و نه مسافری .

ادامه مطلب را مشاهده کنید

وقتی که ترکم کردی از خود بی تاب شدم …

موضوع : حرف های دل

 

وقتی که ترکم کردی از خود بی تاب شدم …

در خود شکستم من ، از خواب بی خواب شدم …

آخ چی می شد که عشق تو عشقی دروغین نبود … دوست دارم گفتنه تو وعده ای شیرین نبود …

وسوسه های تو نگاهت منو به دامت انداخت … رنگ قشنگه اون چشات کار دل منو ساخت …

آی که جدایی واسه من لحظه آخرم بود … رفتن تو برای من شکست باورم بود …

تو که رفتی ولی عشق میمونه … نفسهام اسم تو رو میخونه … عشق تو توی رگهام میجوشه …

دل من قدر تو رو می دونه … می دونه …

عاشق شذن برای تو بیهوده بود … هوس بود … برای تو عمر وفا کوتاه تر از نفس بود …

میونه عشق های خدا عشق تو شد نصیبم … مگر گناه من چی بود که دادی تو فریبم …

مگر گناه می چی بود ؟

ادامه مطلب را مشاهده کنید

عشق!

موضوع : جملات عاشقانه,حرف های دل

عشق!

زیبایی عشق به سکوته نه فریاد .

زیبایی عشق به تحمله نه خرد شدن و فرو ریختن .

عشق خیالی ست که اگه به واقعیت برسه دیگه طعم شیرینشو از دست می ده .

عشق یه کویره که عاشق تشنه با رویای سراب معشوق قدم به جلو میذاره .

عشق راه ناهمواریه که وقتی ازش گذشتی و تمام سختی ها رو پشت سر گذاشتی می رسی به جایی که اصلا تصور نمی کردی آخرش این باشه ، مثل کسی که از کوهی بالا می ره به امید اینکه ببینه پشت اون کوه چیه ؟ لذتش فقط امید و رویای رسیدن به اون بالاست ، وقتی رسیدی می بینی هیچی پشت کوه نبوده و نیست ، نا امید و خسته می شینی به این همه راهی که اومدی فکر می کنی ، البته اگه بین راه سقوط نکنی .

عشق سخن گفتن با نگاهه .

عشق امید به رسیدن و ترس از نرسیدنه .

 

 

ادامه مطلب را مشاهده کنید
تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "عاشقانه" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز