حسِ خوبی نیست
در رویایِ کسی گم بشی که . .
فکر تو حتــــــــی در خوابش نمیگنجد …
بودن ها هم بودن های قدیم …!! نه اینترنت بود، نه تلفن ... فقط نگاه بود، روبرو، چشم در چشم … به همین خلوص، به همین کیفیت، به همین سادگـــــــــی !!
از تنهایی گریزی نیست
بگذار برای همیشه یخ بزنم
نمیخواهم کسی شال گردن اضافه اش را دور گردن آدم برفی احساس من بیندازد
از تنهایی گریزی نیست
بگذار برای همیشه یخ بزنم
نمیخواهم کسی شال گردن اضافه اش را دور گردن آدم برفی احساس من بیندازد
نسبت آدمها را دلشان تعیین می کند
نه شناسنامه هایشان!
لعنت به تو
ای دل که همیشه
جایی جا می مانی
که تو را نمی خواهند !!!♥
بنال ای دل…
بنال ای دل به حال زارم امشب
که تا وقت سحر بیدارم امشب
خیال روی تو خواب از سرم برد
ز هجر قامتت بیمارم امشب
ز بس که گریه کردم بی حضورت
به زردی می زند رخسارم امشب
میان آتش عشقت سر و پا
همی سوزد تن تبدارم امشب
به لبخندی صفا ده جان و دل را
که عشقم را به تو بسپارم امشب
بــه ایـن فـکر مـیـکـنم…!!
لالایــی هــای مـــادرم…!!
زیــر کــدام بـالشتک کـودکی هــایـم جـا مانـده…؟؟؟
شـاید هـنـوز بـشـود…!!
آسـوده خــوابـیـد…!!
بیا تنها هوادار دلم باش ….
یگانه گل به گلدان دلم باش
….. به وقت غم پرستاری ندارم
…. بیا جانا پرستار دلم باش
برچسب : ! پرستار, !!!♥ بنال, ., ..., ...!!, http://asheganeh.ir/ حسِ, آتش, آدم, آدمها, احساس, از, اش, اضافه, امشب بــه, امشب به, امشب خیال, امشب ز, امشب میان, امشب که, ای, ایـن, اینترنت, باش, برای, برد ز, برفی, بزنم نمیخواهم, بس, بسپارم, بشی, بـالشتک, بـشـود...!! آسـوده, به, بود،, بودن., بی, بیا, بیدارم, بیمارم, بیندازد از, بیندازد نسبت, تا, تبدارم, تعیین, تلفن, تن, تنها, تنهایی, تو, تو ای, جا, جان, جانا, جـا, حال, حتــــــــی, حضورت به, خــوابـیـد...!! بیا, خلوص،, خواب, خوابش, خواهند, خوبی, در, دل, دل... بنال, دلشان, دلم, ده., دور, را, را که, رخسارم, روبرو،, روی, رویایِ, زارم, زردی, زند..., سادگـــــــــی, سحر, سر, سرم, سوزد, شال, شناسنامه, صفا, عشقت, عشقم, غم, فـکر, فقط, فکر, قامتت, قدیم, لبخندی, مانـده...؟؟؟ شـاید, مانی که, مـــادرم...!! زیــر, مـیـکـنم...!! لالایــی, من, می, ندارم, نمی, نمیگنجد, نه, نگاه, نیست بگذار, نیست در, ها, های, هایشان! لعنت, هجر, هــای, هــایـم, هـنـوز, هم, همیشه, همیشه جایی, همین, هوادار, و, وقت, پا همی, پرستاری, چشم, کردم, کسی, کسی, کــدام, کـودکی, کند نه, که, کیفیت،, گردن, گریزی, گریه, گل, گلدان, گم, یخ, یگانه
دلم برای کسی تنگ است
که چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دریا می دوخت
و شعرهای قشنگی
چون پرواز پرنده ها می خواند
دلم برای کسی تنگ است
کسی که خالی وجودم را از خود پر می کرد
و پری دلم را با وجود خود خالی
دلم برای کسی تنگ است
کسی که بی من ماند
کسی که با من نیست
دلم برای کسی تنگ است
که بیاید
و به هر رفتنی پایان دهد
دلم برای کسی تنگ است
که آمد
رفت
و پایان داد
کسی
…
کسی که من همیشه دلم برایش تنگ می شود
برچسب : http://asheganeh.ir/ دلم, آبي, آمد رفت و, از, است کسي, است که, با, براي, برايش, به, بي, بيايد و, تنگ, خالي, خالي دلم, خواند دلم, خود, داد کسي … کسي, دريا, دلم, دهد دلم, دوخت و, را, را به, رفتني -, شعرهاي, شود, عمق, قشنگش, قشنگي چون, ماند کسي, من, مي, نيست دلم, ها, هر, هميشه, وجود, وجودم, پايان, پر, پرنده, پرواز, پري, چشمهاي, کرد و, کسي, که
پاهایم را که درون آب می زنم،
ماهی ها جمع می شوند!…
شاید این ها هم فهمیده اند
عمری “طعمه روزگار”بوده ام…!!
برچسب : http://asheganeh.ir/ پاهایم, آب, ام, اند عمری, این, جمع, درون, را, روزگار"بوده, زنم، ماهی, شوند!... شاید, طعمه, فهمیده, می, ها, هم, که
بی تو من چیستم؟
ابر اندوه… 

بی تو اشکم…
دردم…
آهم…
آشیان برده ز یاد 
مرغ درمانده به شب گمراهم
بی تو خاکستر سردم
خاموش…
نتپد دیگر در سینه ی من دل با شوق…
نه مرا بر لب بانگ شادی نه خروش… 
با تو چون سرو استوارم از باد …

با تو خورشید،نورش را می تاباند تا آن سوی تاریکی ها
با تو آن غنچه ی سرمست…
آن آواز خوش بلبلکان می شوم.
برچسب : . توی, . یه, ..., آفتی, اگه, این, باد, باغبون, به, بیزار!, تا, ترحم, تلخه, تنم, تو, جوونه, خشکید اما, خندید آسمون, خودم, دل, دورم از, ریشه, زد حتی, زد رگ, زمونه, سر, سرد, سنگ, سیاه, شد, شکستن, صبورم, عشقو, غم, لحظه, لعنتی, مثل, مرگ, من, نامه, نزدیک, نفهمید, نوشتی این, نوشتی من, هام, و, پام, پاییز, چه, که, ی, یاخته
به سلامتی اولین زن شوهرداری که عاشقش شدم!
.
.
.
مادرم رو میگم!
گفته بودم که بیایی و ببینی گل نرگس پژمرد
و ببینی همه شب غرق سکوتم بی تو
ناله ام هیچ بجایی نرسید!
من پر از افسوسم
غرق سکوتم بی تو…
کنار ِ پنجره سیگار می کشید …
خسته بود ….
آنقدر خسته که یادش رفت بعد از آخرین پُک ،
سیگار را به پایین پرت کند …
نه خودش را …
دیـر آمدی باران
…
من در جــایـــی
در حجـــم نبــودن کســی خشکیـــدم . . .
داروخانه ها را بیهوده نگردید
درمان ندارد
درد را از هر سو که بخوانی درد است
آینه « نامرد » را « درمان » می کند
و درد
… همچنان درد است…
وقتی دلتنگ میشوم تو را در میان اشکهایم می بینم ولی اشکهایم را
پاک می کنم
تا کسی تو را نبیند …..
اگر امروز خواستی و نتوانستی ، که معذوری … ولی اگر روزی توانستی و نخواستی ، منتظر روزی باش که بخواهی و نتوانی
روزهــــای خـوبـی کـه در راه بـودنـد یــا ســقــط شــدنــد یــا مــرده بــه دنــیــا آمــدنــد…
همه چیز را می توان حاشا کرد ،
جز عطر آنکه دوستش می داری…
گفتی نفرین میکنی ؟
گفتم نه …فقط از خدا می خواهم که هیچ کس اندازه من دوستت نداشته باشه….
خدایا هیچ تنهایی رو اونقدر تنها نکن که به هر بی لیاقتی بگه ” عشقم . . . ! ! !
آنقدر دل اتم پر بود که با شکافتنش دنیایی لرزید ،
دل من نیز پر بود ، وقتی شکست ، سکوتی کرد که به دنیایی می ارزید
حماقت یعنی مـن
چه ساده لوحانه ” پایه ” شده بودم …
برای خیال ات
که ” تخت ” شود
لطفا برای حمایت از ما سایت ما را در سایت یا وبلاگ خود لینک کنید
برچسب : !, !!! . . . سلامتی, ", "سیگار, ., . خیال, . داروخانه, . وقتی, ..., ... دیـر, http://asheganeh.ir به, «, », ،, ، جز, ، دل, ، سیگار, ؟ گفتم, آخرین, آمدی, آمــدنــد... همه, آنقدر, آنکه, ات که, اتم, ارزید حماقت, از, است آینه, است وقتی, اشکهایم, افسوسم غرق, ام, امروز, اندازه, اولین, اونقدر, اگر, با, باران ... من, باش, باشه.... خدايا, ببینی, بجایی, بخوانی, بخواهی, برای, بعد, بــه, بـودنـد, به, بود, بودم, بي, بگه, بی, بیایی, بینم, بیهوده, تخت, تنها, تنهایی, تو, تو ناله, تو... کنار, توان, توانستی, جــایـــی در, جملات تکان دهنده, حاشا, حجـــم, حمایت, خدا, خسته, خشكیـــدم, خـوبـی, خواستی, خواهم, خود, خودش, داری گفتی, در, درد, درمان, دل, دلتنگ, دنــیــا, دنیایی, دوستت, دوستش, را, را پاک, راه, رفت, رو, روزی, زن, ساده, سایت, ســقــط, سو, سکوتم, سکوتی, شب, شدم! . . . مادرم, شده, شــدنــد, شود لطفا, شوهرداری, شکافتنش, شکست, عاشقانه, عاشقش, عشقم, عطر, غرق, فقط, كســی, لرزید, لوحانه, لياقتي, لینک, ما, معذوری, مــرده, مـن چه, من, منتظر, می, میان, میشوم, میکنی, میگم! گفته, نامرد, نبــودن, نبیند, نتوانستی, نتوانی روزهــــای, نخواستی, ندارد درد, نداشته, نرسید! من, نرگس, نفرین, نه, نکن, نگردید درمان, نیز, ها, هر, همه, همچنان, هيچ, هیچ, و, وبلاگ, ولی, ِ, پایه, پایین, پر, پرت, پنجره, پُک, پژمرد و, چیز, کرد, کس, کسی, کشید, کـه, کند, کند و, کنم تا, کنید, که, گل, یا, یادش, یعنی, یــازندگی دفتری از خاطرهاست… یک نفر در دل شب.یک نفر در دل خاک.یک نفر همدم خوشبختیهاست… یک نفر همسفر سختی هاست…چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد..ما همه همسفر رهگذریم…انچه باقست فقط خوبیهاست
من خسته ام
وغرورم اجازه نمی دهد
بیفتم از پا
حتی تبرهایی که در ریشه هایم
گیر کرده اند
با تعجب نگاهم می کنند
این درخت مگر چند ساله است!!
نگاه تو معجزه است، سِحر غم به معجزت خراب می شود، تا عصای دیده بر من افکنی، خشک، نیل چشم من ز آب می شود
دلم یک غریبه می خواهد
بیاید بنشیند فقط سکوت کند
من هـی حرف بزنم
… …
و بزنم و بزنم
تا کمی کم شود از این همه بار
بعد بلند شود و برود
نه نصیحتی نه…..
انگار نه انگار……..
عاشق هم شدی مثل ” زلیخا ” سمج باش…
آنقدر رسوابازی در بیاور…
تا خدا خودش پادرمیانی کند..
تنهایی
عین آتش زیر خاکــــــستر است
گـــــــاهی فـــــــکر میکنی تمـــــــــام شده
… …
امّـــــا یــک دفــــعه
همه وجودت را آتــــش مـــــــــــیزند ..
باید بدجنس باشی..!! تا عاشقت باشن……!!
باید خیانت کنی………!! ………. تا دیوونه ات باشن…!!
باید دروغ بگی……………!!……..تا
باید هی رنگ عوض کنی……!!…………..تا دوسِت داشته باشن…!!
اگه ساده ای …!!…اگه باوفایی…!!….اگه یک رنگی…!!………همیشه تنهایی…!
اگر با کسی نیستم خوشحال نباش
وقتی تنها مانده ام
یعنی هنوز نتوانسته ام تو را ببخشم و بروم .
وقتی حواست نیست
نگاهت میکنم
و حل میشوم در تو!
هیچ میدانی
در رویاهایم سر بر شانه ات میگذارم
و
وزش نفسهایم را بر سر انگشتانت میلغزانم؟
راستی ساعت چند است؟
باید بیدار شوم
دیگر خواب هم گنجایش رویاهایم را ندارد!
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان
چقدر سخت است که لبریز باشی از گفتن ؛ ولی …. در هیچ سویت محرمی نباشد … !!!
هیچوقت تنهاییت را به حراج نزار… وقتش که برسه به قیمت میخرند !!
احساس می کنم دارم به خودم و آرزوهام خیانت می کنم.
دچار روزمرگی شدم…
داریم زندگی می کنم و این مایه عذابمه.
به یاده بودنت
شمع می آفروزم درتنهایی
امروز شمع دستم راسوزاند
یاده روزی افتادم که دل سوخته آت شده ام . . .
افسوس
چه هراس انگیز است چراغی برافروختن
در آنجا که جز زشتی هیچ نیست …….
(شهیدعلی شریعتی/ گفت و گوهای تنهایی/ ۴۲۸)
انسان از همان طرفی که تکیه کرده ، به زمین می خورد.
مراقب تکیه گاهتان باشید .
برنگرد،
که بر نمی گردی تو هیچوقت
نمی خواهمم داشته باشمت،نترس فقط بیا
در خزان خواسته هام کمی قدم بزن تا ببینمت
دلم برای راه رفتنت تنگ شده است…
دوستت دارم هایت را اینقدر بیهـــوده خرج این و آن نکن
از رونق خواهد افتاد
بی بها میشود
آنجا که باید کسی باور کند ……